عزت نفس یک مدیر

مدیر داخلی یک شرکتم، اما یه مشکلی دارم ، کم حرفم و یا اگر بخواهم حرف بزنم خیلی تپق می زنم .

این سئوال یکی ازعزیزان در جلسه کوچینگ امروز بود.

از او پرسیدم چرا فکر می کنی کم حرفی بد است ، چه اشکالی دارد، کمتر حرف بزنی و بیشتر گوش بدهی.

گفت نه آخر،یک مدیر باید محکم و باصلابت صحبت کند، نه اینکه به تته پته بیفتد.

بعد شروع کرد از کودکیش گفتن، پدر و مادری داشتم که همیشه به من می گفتند  تو حرف نزن و در جمع  مرا تحقیر می کردند ، الان هم بعد از 40 سال هنوز در جمع نظر من برایشان مهم نیست و همان رفتارها ادامه دارد، و بیشتر وقتها در جمع مهمانی و خانواده سرم را  به بچه ها گرم می کنم که کمتر حرف بزنم ،

بیشتر که با او صحبت کردم ، متوجه شدم مشکل کم حرفی او به دلیل عدم عزت نفس و حس خوددوستی نسبت به خودش است .

ترس از قضاوت شدن و ترس از دوست داشتنی نبودن موقع صحبت کردن در جمع، ترس هایی هستند که ریشه در یک من بدم درونی دارد. فارغ از اینکه موقعیت شغلی شما چه باشدیا مدرک و تحصیلات شما تا درجه ارشد و دکترا پیش رفته باشد، به نسبت آسیب دیدگی عزت نفس،  تا قهقرای تنهایی ،منزوی بودن ، و کم حرفی شما را می کشاند.

راستش عزت نفس را نمی شود یک شبه ساخت، ولی این قصر فروریخته عزت نفس را می شود آجر به آجر با خودشناسی از نو بنا نهاد ، یک راه برای خوددوستی و بالابردن عزت نفس، ایستادن در برابر واگویه های ذهنی یا والد منتقد درونمان می باشد،  هر روزبه صورت مداوم پیام های مثبت را جایگزین پیامدهای منفی والد درونت کن .

هر روز با خودت تکرار کن :

من خودم را تایید می کنم و دوست دارم

من انسانی ارزشمند و دوست داشتنی هستم

من هرکجا بروم انسانها به من عشق می دهند .

من دیگران را دوست دارم و دیگران نیز مرا دوست دارند .

 

وقتی با تکرار جملات تاکیدی مثبت حس خوبی نسبت به خودت پیدا کردی، ارتعاش آن به بیرون از تو راه می یابد ، دیگران این حس خوب و انرژی مثبت را کم کم دریافت خواهند کرد و حضورت در هر جمعی باعث خوشحالی دیگران خواهد بود.

  از نوازش خودت شروع کن ، دستانت را ببوس ، خودت را بغل کن ،به خودت مهر بورز، وقتی خودت را نوازش کنی می توانی  نوازش های مثبت دیگران مبنی بر دوست داشتنی بودنت را دریافت می کنی، کم کم با نوازش های دیگران، نطقت باز می شود، بدون آنکه متوجه شوی مثل بلبل شروع به صحبت می کنی ، چون نگران قضاوت دیگران، تلخ بودن و دوست داشتنی نبودنت نخواهی بود.

کم کم ، خودجوش می شوی ، مثل کودکی 3 ساله که بدون توجه به نظر و قضاوت دیگران، صحبت می کند، تپق می زند، کلمات را اشتباهی و جابجا می گوید ، ولی آنقدر مورد توجه و نوازش اطرافیانش قرار می گیرد که باز خودش را لوس می کند و مزه می پراند .

به نظر من انسانها ، ممکن است  با یادگیری  سیاست رابطه و زدن عطرهای گران قیمت، جراحی های پی در پی زیبایی ، مهارت مذاکره و یادگیری مهارت های دیگر کمی تا قسمتی دوست داشتنی بشوند ولی این درست مثل این است که روی ظرف میوه گندیده ، مقداری بستنی بریزی ، وقتی آدمها بستنی را خوردند و به ته ظرف رسیدند، میوه گندیده حال آنها را بهم خواهد زد.

اکنون وقت آن است که وجود خود را ستایش کنیم،با درآغوش کشیدن خودمان و سایه های درونمان، به خوددوستی برسیم ،تا از نظر دیگران نیز دوست داشتنی باشیم و به عزت نفس حقیقی راه پیدا کنیم .

 

لینک زیر هم بهت کمک می کنه عزت نفست را افزایش بدی: 

عزت نفس ومسیر تغییر و تحول

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سایه های شخصیت – سفر کشف من حقیقی و شفای زندگی

سایه های شخصیت – سفر کشف من حقیقی و شفای زندگی
طبق تجربیات و مطالعات موردی در نظریه های روانشناسی ، همه ما انسانها دارای نقاط ضعفی هستیم که اعتراف کردن به آنها برایمان سخت است .
من آدم حسودی هستم !
من دزدم.!
من خودخواهم.!
من گدا هستم .!

هیچ انسانی نیست که این خصوصیات منفی را بسته به ساختار شخصیت و طیف سلامت روان ، به نسبت کم و زیاد در خود نداشته باشد .

یادم می آید زمانی بود که از گداها متنفر بودم، و تصور می کردم همه گداها، آدم های مفت خوری هستند، ولی در زمان دانشجویی که مدام دنبال جزوه رایگان بودم و دلم می خواست یک سری از کتابها را مفت بدست بیاورم و پولی بابتش پرداخت نکنم ، متوجه شدم که آن وجه گداصفت بودن که از آن نفرت داشتم در بعد تاریک شخصیت خودم وجود دارد.
حال با توجه به شناخت بعد تاریک شخصیت درونم ،نسبت به گداها کهیر نمی زنم و از آنها نفرت ندارم.

 

-از همکارم متنفرم، چون چاپلوس است !
خب! او چاپلوس است ، دلش می خواهد چاپلوسی کند، چرا من از او متنفرم ؟
شاید چاپلوسی نیمه تاریک وجود من است و به آن آگاه نیستم .

 

همه مردم دزدند، اصلا نمیشه به کسی اعتماد کرد!
این عبارت برایت آشنا نیست ! کدام بعد از شخصیت من دزدی و پلیدی را در دیگران جستجو می کند!

شاید، اگر کسی متوجه نشود و بدانم پلیسی در کار نیست، یا اینکه رییسم متوجه نمی شود، یا دوستم طلبی که از من دارد را فراموش کرده است، من هم به روی خودم نیاورم ، چه اشکالی دارد اینها زرنگی من بوده !! 

این روزها پس از سالها خودشناسی ،یاد گرفته ام در تمام موارد، ریشه نفرت از دیگران ، عیبجویی ، اتهام را در وجود خودم جستجو می کنم .

 

 

وقتی سایه های درونم را می شناسم، تازه متوجه می شوم، که تا بحال دروغ های زیادی به خودم گفته ام ، دروغ هایی که من را از خود حقیقی ام و مقام والای انسانی ام دور کرده و به مرور زمان از منبع عشق و نور حقیقی فاصله گرفته ام .
دلیل ناآرامی های درونی من، انزجار، نفرت و کینه ای که من به دیگران دارم حتما و قطعا جایی در نیمه تاریک وجود خودم هست .
فرایند شفای زندگی و عشق از آنجا آغاز می شود، که تمام آنچه را در ضمیر ناخودآگاه من وجود دارد را اینجا روی میز بگذارم، آنها را انکار نکنم و پس نزنم . وقتی من خودم را با تمام سایه های وجودم، می پذیرم خردی در این سایه ها نهفته است که آشکار می شود اگر آن را بپذیرم و دست از انکار آن بردارم، آن خرد الهی بر من نمایان می شود و عشق در من جاری می گردد.

 

داستان شجاعت پرواز – رسیدن به آرزوها و رویاها

یک روز از پنجره آشپزخانه به بالکن نگاه کردم،پرنده ای را دیدم که تکه های کوچک چوب را به منقار گرفته بود و قصد داشت در بالکن برای خود لانه ای بسازد، تا غروب آفتاب لانه اش تقریبا ساخته شده بود، چند روز بعد 3 تا مهمان جدید داشتیم ، هر روز روی تخم هایش می نشست و منتظر تولد جوجه هایش بود، تماشای به دنیا آمدن جوجه ها برایم تجربه ای مقدس و زیبا بود .

هر بار که به پنجره بالکن نزدیک میشدم، پرنده نر که چشمان قرمزرنگی داشت می ترسید و سریع از آنجا پر می کشید و دور می شد، ولی پرنده ماده با آن چشمان درشت مشکی رنگش و آرامش عمیقی که داشت، بااینکه من گاها قدم به درون بالکن می گذاشتم همچنان محکم روی تخم هایش نشسته بودو هیچ حرکتی نمی کرد ،این تجربه برایم جالب بود که مهر مادری را حتی در حیوانات هم می توان دید، که به خاطر فرزندانش ترس از وجودش رخت بسته بود.

سرانجام روزی رسید که جوجه ها به دنیا آمدند، مادر جوجه ها، هر روز میرفت و با غذا برمی گشت و مراقب و مواظب جوجه هایش بود. هر روز روند رشد آنها را تماشا می کردم و لذت می بردم تا اینکه روز پرواز جوجه ها فرارسید ،

جوجه ها مجبور بودند آسایش و امنیت لانه را ترک کنند و یکروز آفتابی، وقت آن رسید که در آسمان اوج بگیرند، بچه گنجشک اول از لانه خارج شد،و برای نخستین بار روی لبه بالکن نشست ، به پایین نگاه کرد،حدود سه متر با زمین فاصله داشت، برای لحظه ای کاملا بی حرکت ایستاد ،بالش را به سختی باز کردو تلاش کرد که در آسمان اوج بگیرد،چند قدم به جلو و عقب رفت و بار دیگر به شدت بالهایش را به هم زد و بی درنگ از لبه بالکن ، به سمت درختی در باغچه اوج گرفت ،و پس از نخستین تجربه موفقیت آمیز پرنده بودنش ، با همه وجود جیک جیک کرد.

و پس از آن جوجه دوم نیز همین کار را کرد، اما جوجه سوم، داستان دیگری داشت ، با نگرانی به لبه بالکن آمد، به پایین نگاه کردو به سرعت به لانه برگشت،انگار شهامت دنباله روی از خواهر ، برادرهایش را نداشت ، شنیدن جیک جیک آنها از باغچه، تشویقش میکرد از لانه پرواز کند، باز روی لبه بالکن نشست، بالهایش را به شدت به هم زد، یا باید می پرید یا می افتاد، چند بار به درو دیوار خورد، اما سرانجام توانست خود را به باغچه برساند، پس از آن سه گنجشک چند بار با موفقیت دور باغچه پرواز کردند و سپس به سوی اکتشاف جهان ناشناخته ی پیش رویشان پرکشیدند.

گفت بیایید به لبه پرتگاه،

گفتند می ترسیم،

دوباره گفت ، بیایید به لبه،

آن ها آمدند ،

آن ها را هل داد و به پرواز در آمدند.

“گیوم اپولینر”

داستان زندگی ما داستان پرواز است ، پرواز به سرزمینی ناشناخته، بیشتر انسانها در زندگی،به دنبال امنیت هستند ، امنیت مالی، امنیت در رابطه ، امنیت شغلی،……. این همان جایی است که زندگی یکنواخت می شود و خمودگی می تواند ریشه بدواند.

داستان زندگی ، داستان پروازی پر از رمز و راز است ، پرواز از فراز لبه امنی مطمئن، به سرزمینی نامطمئن، یادم می آید اولین باری که تصمیم گرفتم از شهر کوچک خودم به کشوری دیگر برای ادامه تحصیل مهاجرت کنم، با مخالفت همه اطرافیان و خانواده ام روبرو شدم ،و با این جملات مدام من را بمباران می کردند ، شغل به این خوبی داری آن را از دست می دهی ، ماشینت را می خواهی بفروشی ، چند سال دیگه برمیگردی، همین شغل را هم نخواهی داشت، در صورتی که در این مدت می توانی با همین پولی که درمی آوری خانه بخری و همین جا رشد کنی ….

ولی انگار شوق پرواز از لبه طاقچه زندگی در من آتش انداخته بود، سفری به سرزمین ناشناخته را آغاز کردم ، از امنیت به سوی ناامنی پرواز کردم ، از زندگی یکنواخت که همیشه به مانند گور برایم تنگ است، به سرزمین هیجان، تغییر و تحول گام گذاشتم .

کامینگز میگه : به شجاعت نیاز هست تا بزرگ شویدو همان کسی شوید که واقعا هستید .

هنگامی که باورهای معنوی تان را با ایمان به خدا ، هوشیاری، حضور بی کران، شعور کیهانی در هم می آمیزید،تجربه ای شگفت انگیزپدید می آید، ما به این دنیا آمدیم تا در یک سفر ماجراجویانه،کاوشگر باشیم، حرکت کنیم، رشد کنیم و تکامل بیابیم، و این تنها هنگامی رخ می دهد که پا روی ترسهایمان بگذاریم و آماده تجربه های نو در زندگی باشیم .

 

 

 

 

 

7 گام موفقیت و توسعه فردی در رسیدن به اهداف

مجموعه پادکست های هفت گام موفقیت و توسعه فردی به شما کمک می کند در مسیر رسیدن به هدف، با نگرشی نو حرکت کنید و خودشناسی عمیقی در مسیر رسیدن به هدف از خودتان داشته باشید و در نهایت با تکنیک های ارائه شده بتوانید به اهدافتان دست پیدا کنید .
هفت گام موفقیت و توسعه فردی در سال 1400- گام اول- نگرش
هفت گام موفقیت و توسعه فردی در سال 1400- گام دوم-لیزر باش
هفت گام موفقیت و توسعه فردی درسال 1400-گام سوم- تکنیک زندانی و اعدام

هفت گام موفقیت و توسعه فردی درسال 1400- گام چهارم -شور زندگی

هفت گام موفقیت و توسعه فردی درسال 1400- گام پنجم- سکه جادویی

هفت گام موفقیت و توسعه فردی درسال 1400- گام ششم -خودشناسی در مشکلات

هفت گام موفقیت و توسعه فردی درسال 1400- گام هفتم -پشتکار

لطفا در کادر پایین بنویسید :
چه نکته یا نکاتی برای شما آموزنده بود
لطفا به این روش بنویسید :
نکاتی که در پادکست شماره (1) آموختم و برایم جالب بود ……(سپس نکته ها را بنویسید )
شاد باشید و خوشبخت در پناه خدا
لیلا امیری نسب
مربی مهارتهای زندگی – متخصص TA

 

به خودت عشق بورز و اشتباهات خودت را ببخش

به خودت عشق بورز و اشتباهات خودت را ببخش

اگر پیوسته از عشق ورزیدن به خودت پرهیز کنی، جهان نیز افرادی را به سوی تو می فرستد که از دوست داشتن و عشق ورزیدن به تو پرهیز خواهند کرد. خودت را با تمام اشتباهات و خطاهایی که داری ببخش و هیچوقت خودت را سرزنش نکن.

-وقتی کاسه خورشت قورمه سبزی از دستت می افتد و تمام فرش را کثیف می کند ساعتها به خودت غر نزن، اه ، دست و پاچلفتی ، حالا کی میخواد اینجا را تمیز کند.

-وقتی ظرفی قیمتی از دستت می افتد و می شکند، خودت را سرزنش نکن ، وجود تو ارزشمندتر از هر ظرف شیشه ای ،چینی و سفالی است .

-وقتی گزارشی را به علت عجله و ناخواسته به رییست اشتباه تحویل می دهی ،خودت را سرزنش نکن ، با خودت بگو درستش می کنم.

-وقتی اطلاعاتی که ساعتها روی کامپیوتر تایپ کردی و به علت قطع برق تمام اطلاعات به یکباره پاک می شود ، به خاطر احمق بودن و دست و پاچلفتی بودنت، خودت را سرزنش نکن.

-می دانی ، به خودت به چشمان یک کودک معصوم بنگر.

کودکی معصوم ، که ظرف خورشتی را ریخته، کاسه ای بلورین را شکسته وکارش را به درستی انجام نداده و حالا با چشمانی نگران به تو می نگرد .

شاید گاهی آنقدر با والد سرزنشگرت به جان کودک درونت می افتی و با سخت گیری هایت به خاطر اشتباهاتی که انجام داده کتکش می زنی، که او به گوشه ای از درونت فرومیرود و ساعتها گریه می کند.

گاهی او را در آغوش بگیر ، به رویش لبخند بزن و بگو اشکالی ندارد عزیزکم،

می دانم اشتباه کردی ، شاید حواست به دعوای دیشب سرمیز شام بود ، شاید آنقدر بار مشکلاتم را به دوشت ریخته ام که بیشتر از توان توست ، می دانم،….

من دوستت دارم ، من تو را می بخشم ، من تو را به خاطر تمام اشتباهاتت می بخشم، قول می دهم از این پس با تو مهربان تر باشم ،

قول می دهم به جای والد پرخاشگر، برایت والدی حمایتگر و مهربان باشم ،

اصلا ببین،امروز به خاطر تمام اشتباهاتی که کردی یک بستنی قیفی مهمان من،خوبه ….!؟

نویسنده:

لیلا امیری نسب

مربی مهارتهای زندگی

برای خودشناسی و رسیدن به مرحله خوددوستی روی لینک زیر کلیک کن 

 

در قسمت دیدگاه می توانی یک جمله مثبت ثبت کنی و زنجیره ای از حال خوب و اتفاقات عالی در جهان باشی

حال خوب باجملات تاکیدی مثبت -معجزه رسیدن به خواسته ها

حال خوب با جملات تاکیدی مثبت روزانه – معجزه در رسیدن به خواسته ها

امروز میخواهم داستانی واقعی از جملات تاکیدی مثبت و نقش آن در راه افتادن سریع کارهایم و معجزه هایش در زندگیم برایتان بگویم ،

یادم هست چند سال پیش، محل کارم تغییر کرد ، آن زمان منزل من در شرق تهران بود، و مجبور بودم هر روز به غرب تهران رفت و آمد کنم ،و این مسیر رفت و آمد برایم بسیار سخت و مشکل بود، تصمیم گرفتم منزل را جابجا کنم.

فقط 5 ماه از قرارداد من با صاحبخانه ام گذشته بود، صاحبخانه من مرد خوبی بود ولی در خصوص پول رهن خانه به من گفت باید با مستاجر جدید، قرارداد ببندد تا بتواند پول من را پس بدهد .

من یک دفتر زیبا دارم که جملات تاکیدی مثبت را در آن می نویسم و به محض نوشتن جملات تاکیدی مثبت ، کارهایم انجام می شود و معجزه ها بر من جاری می شود ، شب شروع به نوشتن کردم :

-من به آسانی به خانه جدیدم منتقل می شوم.

-پول رهن خانه من به راحتی و آسانی به حسابم واریز می شود.

-به خانه جدیدم که دقیقا طبق خواسته هایم هست به آسانی نقل مکان می کنم .

-جهان تمام کارها را برایم آسان می کند و من پرانرژی و شاد منتظر نتایج عالی هستم.

این عبارتهای تاکیدی مثبت را نوشتم و خوابیدم

صبح جمعه که از خواب بیدار شدم ، باز عبارتهای تاکیدی مثبت را با انرژی فراوان با خودم تکرار کردم و ساعت 9 صبح از خانه بیرون زدم ، سرکوچه با یک مشاور املاک صحبت کردم که چنین خانه ای با این شرایط هست ، سریعا گفت من یک مستاجر خانم می شناسم که خیلی نیاز فوری به چنین خانه ای با این شرایط و مبلغ رهن دارد ، قراردادش با صاحبخانه تمام شده و هر روز ملتمسانه به من می گوید که یک آپارتمان جدید برایش پیدا کنم ، لطفا به کس دیگری قول این خانه را ندهید .

لبخند زدم ، از آنجا بیرون آمدم سوار ماشینم شدم و در طول راه با خودم تکرار کردم

-هم اکنون در محله جدید ،خانه ای با شرایط مد نظر خودم سریعا پیدا می کنم.

-هم اکنون صاحبخانه ای خوب و منصف وارد زندگیم می شود

-هم اکنون و به آسانی جهان کارها را برایم ردیف می کند.

به اولین املاک در محله جدید درغرب تهران رسیدم ، آقایی بسیار خوش برخورد و با شخصیت به گرمی جواب سلام من را داد.

بعد از بررسی چند فایل، خودش را معرفی کرد ، من فوق لیسانس مدیریت اجرایی خوندم و به کارم خیلی علاقه دارم و …

یه ندایی در درونم و حس خوب نسبت به این فرد بهم گفت ، همین آقا یک مورد مناسب امروز برایم پیدا می کند .

من به عدد 13 همیشه حس خوبی داشتم و دارم ، آن روزسیزدهم ماه بود ، شاید باورتان نشود ولی در کوچه سیزدهم (که البته بالای آن نوشته بود 12+1) و پلاک 13 یه آپارتمان به من معرفی کرد ، خیلی خیلی حس خوبی بود ، وقتی وارد آپارتمان شدم ، لبخند زدم ، این همان خانه ای  هست که من می خواستم .

مبلغ پول رهن خانه قبلی در همان روز به حساب من واریز شد و قراردادم را با صاحبخانه جدید بستم .

وقتی انرژی خوبی نسبت به انجام شدن کارها دارم ، معجزه ها اتفاق می افتد.

وقتی می خواهید از خانه ای به خانه جدید منتقل شوید ، نگوید پس کی از این شرایط خلاص می شم ، بابت تمام روزهای خوبی که در آن خانه حضور داشتید ، شکرگزاری کنید ،ارتعاش مثبت بفرستید و با کلمات تاکیدی مثبت، خواستار یک خانه جدید با شرایط دلخواهتان شوید.

وقتی ماشینی دارید که مدام خراب می شود و شما را اذیت می کند ،نگویید پس کی من از این لگن خلاص می شوم ، برای تمام روزهایی که زیر پای شما بوده و شما را به مقصد رسانده ازش تشکر کنید، ارتعاش مثبت بفرستید و با کلمات تاکیدی مثبت، خواستارماشین جدید دلخواهتان شوید.

هروقت در شرایط سخت، افکار منفی به سراغم می آید سریعا دفترم را برمی دارم و شروع به نوشتن می کنم، شما هم می توانید همین کار را بکنید.

دلیل اینکه جملات تاکیدی مثبت به شما کمک می کند تا به خواسته هایتان برسید این است که در ذهن شما ، افکار مثبت و افکار منفی نمی توانند با هم یک جا جمع شوند ، یعنی در ذهن شما یا افکار مثبت هست یا افکار منفی ،

با جملات تاکیدی مثبت، افکار مثبت را جایگزین افکار منفی کنید و رویدادهای مثبت را برای خودتان رقم بزنید .

این جمله تاکیدی مثبت را هر روز با خودتان تکرار کنید :

 

در قسمت دیدگاه می توانی یک جمله مثبت ثبت کنی و زنجیره ای از حال خوب و اتفاقات عالی در جهان باشی

شاد باشید و خوشبخت در پناه خدا 

لیلا امیری نسب

مربی مهارتهای زندگی

حال خوب با جملات تاکیدی مثبت روزانه – افزایش روزی و نعمت فراوانی

حال خوب با جملات تاکیدی مثبت روزانه – افزایش روزی و نعمت فراوانی

 

برایم نوشته بود جملات تاکیدی مثبت  روزانه ای که به اشتراک می گذارید خیلی خوب است و گاهی حالم را خوب می کند ولی واقعیتش این است که …

گاهی حالم خوب است ولی به یکباره بهم می ریزد ….

گاهی سرشار از انرژی هستم ولی یاد مشکلاتم که می افتم ناامید می شوم .

گاهی خودم را دوست دارم و در آینه که به خودم نگاه می کنم قربون صدقه خودم می روم ولی گاهی احساس پیری می کنم و از قیافه ام بدم می آید .

سعی می کنم شکر گزار باشم و خداوند را برای داشته هایم سپاسگزاری کنم ولی وقتی یکی از دوستان و آشنایانم را می بینم که کلی تغییرات جدید داشته ، وسایل خانه اش را نو به نو کرده ، ماشینش را عوض کرده ، صورتش را عمل جراحی کرده و زیباتر شده بهم میریزم و از خدا شاکی می شوم ، چرا پس من هیچ تغییر مثبتی ندارم.

تلاش می کنم خودم را مقایسه نکنم ، زیبایی های جهان را تحسین کنم، ولی گاهی بهم می ریزم ، شب تا صبح کابوس می بینم و می دانم که صبح که از خواب بیدار می شوم ، همان زندگی روتین خسته کننده در انتظارم است .

دلم می خواهد تغییر کنم ، تغییری که حالم را خوب کند ، ماشینی گران قیمت ، خانه در بهترین جای شهر ، و پول لازم برای اینکه هر چه دلم می خواهد بخرم و وقتی دیگران من را می بینند به من بگویند : آفرین چقدر پیشرفت کردی …

چرا با اینکه هر روز به خودم انرژی مثبت می دهم و جملات تاکیدی مثبت را می گویم تغییری نمی کنم ؟

گفتم می دانی عزیزم ،

همه ما این تغییر احوال را داریم ، گاهی پرانرژی هستیم ، گاهی کاملا بی انرژی می شویم .

گاهی سرشار از امید و گاهی ناامید و خسته…

هیچ اشکالی هم ندارد و این طبیعت انسان است و خودت را به خاطرش سرزنش نکن

فقط ازت یه چیز می خوام، در اوج ناامیدی و خستگی و بی انرژی بودن، یک سئوال از خودت بپرس،  

با اشتیاق گفت چی ؟

گفتم آیا شده در اوج ناامیدی ، خدا برایت نعمتی بفرستد ، آیا شده در روزهای سخت زندگیت، اتفاقی غیرمنتظره . حالت را خوب کند ، آیا شده به یکباره، اتفاقی مثل معجزه همه چیز را عوض کرده باشد ……

گفت بله، خیلی زیاد ……

گفتم اون روزها را مدام به خودت یادآوری کن و با خودت مرور کن ….

با خودت بگو همان خدایی که در آن روزها کنارم بود ، هنوز هم هست

همان خدایی که بارها کمکم کرد این بار نیز کمک خواهد کرد…..

فقط ایمان داشته باش  که از یه جایی درست می شود ، از یه راهی زندگیت بهتر می شود … چطوریش اصلا به شما ربطی ندارد ، او خداست و کارش را بلد است ،

الهامات و ایده های جدید، به شما داده می شود ، وقتی در راستای هدف زندگیت قدم برمیداری ، و به ایده ها و نشانه ها توجه می کنی ، خداوند راهی برای رسیدن تو به خواسته هایت خواهد گشود .

بارها و بارها این جمله تاکیدی مثبت را با خودت بگو

 

در قسمت دیدگاه می توانی یک جمله مثبت ثبت کنی و زنجیره ای از حال خوب و اتفاقات عالی در جهان باشی 

شاد باشید و خوشبخت در پناه خدا 

لیلا امیری نسب

مربی مهارتهای زندگی

 

 

حال خوب با جملات تاکیدی مثبت روزانه -فراوانی،موفقیت،عشق

در این قسمت جملات تاکیدی مثبت روزانه وجود دارد که به شما کمک می کند هر روز حال خوبی برای خود رقم بزنید، در هر قسمت متن های مربوطه را مطالعه کنید و تا با اهمیت و کاربرد جملات تاکیدی مثبت بیشتر اشنا شوید .

حال خوب با جملات تاکیدی مثبت روزانه –ذهن مثبت

حال خوب با جملات تاکیدی مثبت روزانه –ذهن مثبت

ذهن مثبت چگونه ذهنی است ؟و چگونه با جملات تاکیدی مثبت، حال خوبی برای خودمان ایجاد کنیم ؟

چگونه از افکار منفی خلاص شویم؟

ذهن ناخودآگاه ما مثل خاک یک زمین کشاورزی می باشد که قرار است روزی این زمین، به باغی پر از گل و درختانی با سایه های گسترده تبدیل شود.

دانه ای که روز اول در خاک می پاشی همان آرزوهای توست، جملات تاکیدی مثبت که هر روز با خودت تکرار می کنی مثل آبی است که هرروز به این دانه می دهی، و ایمان داری که روزی دانه تو جوانه خواهد زد.

روزی که اولین نتایج کوچک را می بینی، ذوق زده می شوی، خدای من ! ببین ، وای ، چه جوانه کوچکی زده، به مرور زمان برگ می دهد ، روزی شکوفه ای در باغ می بینی از شوق بالا می پری، خدایا شکرت این شکوفه ها باغ من را صفا داده وایمان داری در فصل مناسب، میوه های باغ ت را خواهی چید .

گاهی اندیشه های منفی به سراغت می آید و به تو می گوید،

 اگر توفان بزند چه !

اگر اتفاق بدی بیفتد من تمام زحماتم به هدر برود چه !

اگر آفت بزند وهر چه زمان و هزینه گذاشتم از بین برود چه !

این اندیشه های منفی همیشه به سراغت می آید اینها همان علف های هرز باغ تو می باشد که هر روز باید آنها را هرس کنی.

هر روز علف های هرز را هرس کن و اجازه نده جلوی رویش گلهای تو را بگیرد .

با ایمان کامل هر روز به باغت آب بده

من موفق می شوم.

من پرانرژی هستم.

من شایسته یک زندگی خوب هستم.

من هر آنچه را بخواهم برای خودم خلق می کنم.

یک باغبان خوب هیچوقت نمی گوید من دیروز به دانه هایم آب دادم ولی هیچ نتیجه ای تابحال نگرفتم ، صبر می کند تا طبیعت کار خودش را بکند و ایمان دارد در فصل مناسب میوه هایش را خواهد چید .

ایمان داشته باش روزی در باغت می نشینی و از لحظه لحظه حضورت در آن لذت می بری، و به خودت آفرین خواهی گفت، باغی پر از گلهای رنگی، و درختانی که سایه بان افراد زیادی در دنیا خواهد شد.

در قسمت دیدگاه می توانی یک جمله مثبت ثبت کنی و زنجیره ای از حال خوب و اتفاقات عالی در جهان باشی 

لیلا امیری نسب

مربی مهارتهای زندگی

حال خوب با جملات تاکیدی مثبت – مراقبت از کودک درون

وقتی از مراقبه،مدیتیشن و ریلکسیشن صحبت می شود چه تصویری در ذهنت می آید؟

شاید تصویر فردی را تصور می کنی که چهار زانو نشسته و چشمان خودش را بسته و در سکوتی عمیق فرو رفته است.

چرا افراد مراقبه می کنند ؟

چرا باید هر روز مراقبه انجام دهیم ؟

مراقبه، مدیتیشن و ریلکسیشن همه و همه  برای توجه و تمرکز بر موضوعی خاص ،جهت خاموش کردن ذهن برای مدت مشخص می باشد، تا با اینکار ذهن بتواند برای لحظاتی از پیامهای منتقد درونی رها شود، و بتواند الهامات و شهود و نشانه ها را دریافت کند.

در یک کلام مراقبه،

به معنای حضور در لحظه اکنون به جای گذشته و آینده می باشد، ترس های آینده مثل بدهی، قسط،احتمال شکست، فقدان، جدایی و …. را رها کنیم و همچنین حسرت ها و خاطرات تلخ گذشته مثل،فرصت های از دست رفته، اشتباهات، ظلم هایی که در حق ما شده و تمام ناراحتی ها در ارتباط با خودمان و دیگران را را بتوانیم به دست فراموشی بسپاریم.

 

وتعبیری که من از مراقبه دارم :

-مراقبه یعنی مراقبت از خودت

-مراقبه یعنی تو مادر می شوی برای کودک درونت،

نوازشش می کنی ، بهش آرامش می دهی به هر شکلی که خودت دوست داری و با آن راحت هستی، فرقی نمی کند.

-راستی تو چطوری با کودک درونت ارتباط برقرار می کنی ؟

-می دانستی توجه به زیباییها و قدم زدن در یک محیط سرسبز یک نوع مراقبه است،

زیرا دست کودک درونت را میگیری و با خودت به جاهایی می بری که او دوست دارد.

-می دانستی وقتی برای خودت یک لیوان چای دارچینی دم می کنی و وقتی تنها هستی در ظرفی زیبا غذایت را می ریزی و با توجه و حس عمیق شکرگزاری آن را می خوری یک نوع مراقبه است،

زیرا به کودک درونت خوراکی های خوشمزه همراه با حس خوب می دهی.

-می دانستی وقتی به گلهایت آب می دهی ، باهاشون صحبت می کنی، قربون صدقه شون میری، یک نوع مراقبه است،

زیرا کودک درونت آنهمه عشق و انرژی مثبت را دریافت می کند.

-می دانستی وقتی به خودت سخت نمی گیری،کارهای سخت را رها می کنی،قدری در در خیابانها قدم می زنی و بادی که صورتت را نوازش می کند حس می کنی وخدا را به خاطر نعمت سلامتی و پایی که برای راه رفتن به تو داده، سپاسگزاری می کنی یک نوع مراقبه است،

زیرا کودک درونت رقص کنان در درون تو شادی می کند وبا تو قدم می زند.

-می دانستی وقتی ، از داشته هایت ، از خواسته هایت در آینده ، از آرزوهای رنگی رنگی می نویسی و تمام تمرکزت را روی کاغذ می آوری یک نوع مراقبه است

زیرا به کودک درونت قول سفری در آینده به قصر آرزوهایش را می دهی.

-مراقبه یعنی توجه و تمرکز بر لحظه اکنون که حال تو را بهتر می کند.

مراقبه یعنی تو مادر می شوی برای کودک درونت

وقتی حال و هوای خوبی برای اوایجاد می کنی، کودک درونت که منبع اصلی الهامات و شهود می باشد با تو دوست می شود و تو را به خواسته هایت می رساند.

مراقبه در حد نهایی و کمال یعنی به این باور برسی که

خدا مراقب من است ،

خدا مراقب من است،

خدا مراقب من است و من از هیچ چیز نمی ترسم، و نگران هیچ چیز نیستم، بدیها را می بخشم، و تنها به خوبیها و نکات مثبت توجه می کنم 

 

در قسمت دیدگاه می توانی یک جمله مثبت ثبت کنی و زنجیره ای از حال خوب و اتفاقات عالی در جهان باشی 

شاد باشید و خوشبخت در پناه خدا 

لیلا امیری نسب

مربی مهارتهای زندگی