چگونه با تحلیل رفتار، علت رفتارهای خود و دیگران را پیدا کنیم؟ – پادکست (1)
(فایل صوتی -مدت زمان 22 دقیقه)
آیا شما نیز متوجه رفتارهای چندگانه خود شدهاید؟
آیا تا به حال احساس کردهاید رفتارتان در لحظهای دگرگون میشود و ناگهان از رفتاری والدین مآبانه، رفتاری کودکانه از خود بروز میدهید؟
آیا تا به حال متوجه تغییر رفتارهای غیر قابل پیش بینی مدیرتان شده اید ؟
پادکست تحلیل رفتار به شما شناخت مناسبی از خودتان و دیگران می دهد، صرف نظر از اینکه چقدر در روابط خود با موفقیت یا شکست مواجه بوده اید، روابط بین فردی خود را بهبود خواهید بخشید و صرف نظراز اینکه شما چه احساسی در مورد خودتان دارید بعد از شنیدن این پادکست ها احساس بهتری نسبت به خود خواهید داشت و به توانایی های تازه ، راه حل ها و امیدهای نو وسرانجام به خویشتن نو و شخصیت رشد یافته دست خواهید یافت.
تمرین های ارائه شده در این آموزش ها به شما کمک می کند قرارداد موثری برای رشد شخصی با خود ببندید و بیاموزید چگونه با دیگران رابطه برقرار کنید.
پیش نویس زندگی یا لایف اسکریپت خود را دگرگون کنید و یا رشد دهید. با ایجاد بالغ بدون آلودگی می توانید پدر و مادر یهتری برای فرزندان خویش و شخص مهربانی در پیوند با دیگران و حتی با خودتان باشید.
به وسیله شفای کودک خود می توانید بر احساسات منفی دوران کودکی خویش چیره شوید و بدین وسیله احساس شادی و نشاط را در خود تقویت کنید. بازیهای روانی مخرب را تشخیص دهید و آنها را رها سازید و با بالغ شخصیت جلوی پیام های منفی والد درون بایستید و برنامه تغییر جدیدی برای خود طراحی کنید.
با امید اینکه مجموعه آموزشهای تحلیل رفتار بتواند به شما در ایجاد خویشتن جدید درون خودتان کمک و یاری رساند و ارتباطات شما را با دیگران بهبود بخشد.
بیشتر بدانید :
ساختار شخصیت- سه حالت شخصیتی (والد -بالغ -کودک ) درTA
ویدئوهای آموزشی تحلیل رفتار متقابل TA
در صورتی که قصد دارید به صورت منظم و جدی برای رشد، توسعه فردی و ارتباطی خود وقت بگذارید،و تغییرات بنیادی در ساختار شخصیت خود ایجاد نمایید پیشنهاد ما این است که محصولات زیر را تهیه فرمائید.








سلام وقتتون بخیر
خانم دکترامیری نسب ازتون راهنمایی می خوام و ممنون می شم وقت می ذارین نوشته ی من رامی خوانید من توگوگل آپارات صحبتهای شما را دنبال می کنم و خیلی بهره می برم ممنون.۱۴سال پیش خدا۲تادختردوقلو من هدیه دادن متاسفانه من ناسپاسی کردم وقدربچه ها راندونستم ۷ماهه بدنیا اومدن ازهمون اول که بچه هار ادیدم روز به روزحالم بدترمی شد ازشون متنفربودم پرازاضطراب واسترس وحال بدی از اینکه دختر بودن من رتبه وحشت می انداختند، خلاصه رفتارم باهاشون خیلی بد وزجراوربود شیرخودم راندادم اصلا تا۳الی۴سالگی نتونستم ببوسمشون بچه ها می فهمیدن ازهمون نوزادی اصلا باهم ارتباط عاطفی نداشتیم وتا۲سالگی به من مامان نمی گفتن خیلی زدمشون نگاه بد بهشون داشتم و…نمی دونم چرااینقدرحالم بدشد خودم مثل یه دختربچه ۵ساله هراسون بودم که یه چاقودستش بودوبه خودم وبه دخترای دوقلوم فرومی کردم خلاصه بدکردم تا۱۲سالگی که یکی از بچه هابادوستش قهرکردواین قهرتایک ماه ادامه داشت و دخترم بیمار شد تب کردوکم کم بی حرکت شددکترابعد ام آرای وازمایش مایع نخاع گفتن سیستم ایمنی بدن به مغز ونخاع حمله کرده وخدارحم کنه بتونه باپاهای خودش راه بره توتمااین سالهاکه رفتارم بابچه هابد بودخودم خیلی عذاب می کشیدم ولی وقتی دخترم بیمارشددیگه داغون شوم وتمام شب وروزخودم راسرزنش می کنم دخترم به لطف خدا دوباره سلامتش رابدست آورد اما من ازاینکه دوباره حمله بهش دست بده وحشت دارم مدام خودم راسرزنش می کنم اضطراب واسترس از بیماری احساس گناه زندگی من را جهنم کرده توکتاب بدن نه می گوید دکتر گابورماته نوشته بود رفتارهای مادر درماههاوسالهای اول تولد به کودک آسیب جدی می زند وبدن این خاطرات رادرحافظه سلولی خودبه خاطر دارد و بسیاری ازبیماری های خودایمنی به خاطر همین است، دکتر بیمارستان به ماگفت نبایدشرایط روحی نیلوفر بدبشه خیلی مواظبت کنید دکتر اون یکی دخترم هم اعتمادبه نفس وعزت نفس پایینی داره اصلا خودش وکارهایش راقبول ندارن خجالتی و بسیار سازشگرهست خیلی ناجیه واصلاکلمه نه بلد نیست ازتنهایی و طرد شدن توسط دیگران وحشت داره ویه سالی هست که قوز بدی پشت کمرش درآورده که خیلی من. ناراحت کرده دکترمن خیلی عذاب میکشم
می شه من را اهنمایی کنید که چه کارکنم این دخترها گذشتشون جبران بشه به خداخودم اون سالها شرایط زندگیم خیلی بدبود که خودش داستانها دارد احساس گناه وسرزنش زندگی من را ول نمی کنه ودرجهنم دایمی به سرمی برم ممنون ازصبوری ووقتی که گذاشتید.
سلام مادر عزیز،
اول از همه شجاعتِ شما برای اینکه با این صداقتِ بیرحمانه با خودتان روبرو شدید و این بارِ سنگین را به زبان آوردید، ستودنی است. همین «اعتراف»، اولین نشانهی این است که مادر آن سالها، دیگر تمام شده و امروز زنی بیدار ایستاده است.
میخواهم چند حقیقت را از نگاهِ تحلیل رفتار و مسیرِ خودشناسی به شما عرض کنم :
۱. دست از «شکنجهی خود» بردارید:
شما میگویید در جهنمِ سرزنش هستید. اما ، «گناه» یک احساسِ کاذب است که شما را در گذشته نگه میدارد. سرزنش کردنِ خود، نه تنها هیچکدام از آن سالها را جبران نمیکند، بلکه انرژیِ «زمانِ حالِ» شما را هم میبلعد. دخترانِ شما امروز بیش از هر چیز به یک مادرِ «آرام و حضور یافته» نیاز دارند، نه مادری که درگیرِ نبرد با گذشتهی خودش است. وقتی خودتان را نمیبخشید، در واقع دارید به دخترانتان میگویید که «اشتباه کردن نابخشودنی است»؛ بگذارید با بخشیدنِ خودتان، درسِ «شفقت به خویش» را به آنها بیاموزید.
۲. حضور، قویتر از جبران است:
به دنبالِ «جبرانِ معجزهآسا» نباشید. جبرانِ واقعی در «تداومِ حضور» است. از امروز، هر روز حتی برای ۱۵ دقیقه، «حضورِ خالصانه» داشته باشید. بدون نصیحت، بدونِ ترس از بیماری، بدونِ فکر به آینده. فقط کنارشان باشید. بگذارید آرامشِ شما، سیستم عصبیِ آسیب دیده آنها را آرام کند.
۳. درمانگر
عزیزم، آسیبهایی که فرمودید (بیماری خودایمنی نیلوفر و دردهای جسمیِ دختر دیگرتان)، موضوعاتی هستند که لایههای عمیقِ فیزیولوژیک و روانی دارند.اکیداً توصیه میکنم در کنارِ تغییرِ رفتارِ خودتان، از یک «رواندرمانگرِ متخصصِ تروما» و «پزشک» برای دخترانتان کمک بگیرید. شما برای اینکه مادرِ خوبی باشید، باید «حمایت» دریافت کنید. شما نمیتوانید یکتنه بارِ یک خانوادهی آسیبدیده را به دوش بکشید.
۴. یک تمرین برای شروع:
از امروز، هر زمان که صدایِ سرزنشگرِ درونت بلند شد و گفت «تو چه مادری بودی!»، به جایِ تأییدِ آن، بلند بگویید: «من آن روزها ترسیده بودم و ناآگاه بودم، اما امروز بیدارم و مسئولیتِ مراقبت از دخترانم را بر عهده میگیرم.» این جمله را جایگزینِ خودخوری کنید.
عزیزم مسیرِ شفایِ خانواده، مسیری زمانبر اما روشن است. شما از این پس، «خالقِ» رابطهتان هستید، نه «قربانیِ» خاطراتتان. به همین خاطر سعی کنید به جای تمرکز بر گذشته بر اکنون و اینجا تمرکز کنید
باسلام لطفا در باره شناسایی باور های محدود کننده وطرز از بین بردن آنهابا مثالهایی توضیح دهید چون با تغییر باو رهازندگی تغییر میکند. با تشکر از زحمات شما. سلامت وپیروز باشید