ارتباط موثر

ارتباط موثر با دیگران

 

رفتار مناسب در ابعاد اجتماعی، منجر به شایستگی اجتماعی می‌شود. برای بهبود چنین مهارت‌هایی باید به جای تمرکز بر آن چیزی که احساس می‌کنیم یا می‌خواهیم بگوییم، بر نحوه ابراز درست احساس متمرکز شویم. اگر ذهنمان مشغول باشد، نمی‌توانیم برای پیداکردن جواب مناسب به دیگران توجه کافی نشان دهیم و این مسئله خیلی زود نمایان می‌شود.

درک شدت و عمق در روابط می‌تواند در به دست‌دادن چارچوبی برای بهبود مهارت‌های اجتماعی، مفید باشد. شدت روابط براساس چهار سطح اصلی ساخته می‌شود ولی بسیاری از روابط بیشتر از یک سطح را دربرمی‌گیرند. این«گام ها» به شرح زیر هستند:

1-خوشامدگویی اجتماعی:

 اولین سطح شامل رفتارها و کلماتی می‌شود که به فرد دیگری خوشامد می‌گوید: مانند یک سر تکان‌دادن یا عبارتی چون «حالتان چطور است؟» ما زمانی در این سطح عمل می‌کنیم که کسی را در راهرو یا خیابان ببینید بعضی اوقات ماجرا همین‌جا تمام می‌شود و گاهی به سطح بعدی می‌رویم.

2-حقایق:

خصوصیت این سطح از روابط، اشتراک اطلاعات عمومی یا جمعی در مورد خودمان یا کارمان است. حقایقی مثل اسم‌مان، اینکه کجا زندگی می‌کنیم اهل کجا هستیم، کجا کار می‌کنیم،آیا خانواده‌ای داریم و حتی «بله، در حال حاضر مشغول پروژه‌ای تحقیقاتی دربارۀ کلاهبرداری اینترنتی هستم» من اطلاعاتی به تو می‌دهم و تو اطلاعاتی به من می‌دهی، این سطح شامل مبادلۀ اطلاعات و نوعی صحبت مخصوص جلسات کاری/مهمانی‌های عصرانه می‌شود.

3-افکار و عقاید:

وقتی دیگران را بهتر می‌شناسیم یا از نزدیک با آن‌ها کار می‌کنیم، افکار، عقاید و پیشنهادهایمان را با آن‌ها شریک می‌شویم. وقتی به این سطح می‌آییم، آماده‌ایم که بخش بیشتری از خودمان را با دیگری در میان بگذاریم و مستعد انتقاد و تضاد بیشتری هستیم. ممکن است دیگران افکار و عقایدمان را بپذیرند یا در صورتی که افکار آنها تفاوت شدیدی با ما داشته باشد، ما را پس بزنند. بسیاری از تبادلات کاری در این سطح رخ می‌دهند. عبارت‌های معمول در این سطح عبارتند از:«فکر کنم ما باید….» یا «من با شما موافقم»

4-احساسات:

این عمیق‌ترین و آسیب‌پذیرترین سطح روابط ما است-سطحی احساساتی، جایی که احساسات واقعی پشت عقاید و افکار خودمان را با دیگران شریک می‌شویم. این سطح اغلب بیشتر از بقیه روی افراد تأثیر می‌گذارد، چرا که آنها در پایه‌ترین و جهانی‌ترین سطح انسانی با یکدیگر رابطه برقرار می‌کنند. این سطح، سطح روابط همکاری است. رهبران حقیقی مایلند به این سطح وارد شوند. بازکردن سفرۀ دل خود، راهی مناسب برای رسیدن به اینجاست. رهبر باید به لحن صدا، زبان بدن و تغییر رفتار نیز توجه ویژه‌ای نشان دهد و سپس مایل باشد افراد را کنار کشیده و احساسات خود را شریک شود.

 

افرادی با هوش هیجانی بالا می‌دانند که کدام سطح در کدام شرایط مناسب است. آنها همچنین می‌دانند که وقتی با فرد دیگری در یک سطح باشیم، تعاملات آسان‌تر پیش می‌روند. عدم پذیرش پیشروی همزمان دو فرد به سطحی دیگر یا پیشروی سریع، هر دو می‌توانند رابطه‌ای را از خط خارج کنند.

 افرادی با شایستگی اجتماعی، آن‌هایی هستند که اغلب می‌توانند افراد را به سطح چهارم منتقل کنند و این کار را نیز می‌کنند، چون تنها در این سطح است که واقعاً با فرد دیگری مرتبط می‌شویم. افرادی که در تغییر حالت سایر افراد مهارت دارند، یا کسانی که می‌توانند خودشان را براساس حالت فرد دیگری سازگار کنند، کسانی که در سطوح عمیق‌تری از رابطه وارد می شوند، روابط غیر شخصی آسان‌تری دارند، این مسئله یکی از مهارت‌های مهم هوش هیجانی است.

مهارت‌های اجتماعی پایه

شایستگی اجتماعی عمومی همچنین شامل آن قوانین کوچک تعامل اجتماعی می‌شود که آن‌ها را مهارت‌های اجتماعی می‌نامیم. وقتی در یکی از این مهارت‌ها ضعیف باشیم، انگار با بقیه «جور» درنمی‌آییم. در این صورت، چطور می‌توانیم سازمانی پر از افراد را اداره کرده یا افراد را رهبری کنیم؟ مهارت‌های اجتماعی ضعیف باعث ناراحتی دیگران شده و موفقیت ما را محدود می‌کند. خوشبختانه می‌توانیم مهارت‌های اجتماعی خود را بهبود بخشیده و یاد بگیریم چطور در گروه کار کنیم. به دنبال  یک مربی، یک راهنما یا یک درمانگر باشید، این کار ارزشش را دارد، همچنین با یادگیری قوانین زیر به خودتان کمک کنید:

1-اعتناکردن به دیگران:

 همیشه به هرکسی که با شما صحبت می‌کند سلام کرده یا با تکان سر یا تکان دست، اعتنا نشان دهید (در واقع سعی کنید اول خودتان با آن‌ها صحبت کنید) هیچ وقت بدون لبخند یا اعتنا به حضور افراد، از کنار آن‌ها عبور نکنید، گستاخی جایی در سازمان ندارد و مطمئناً سریع شما را به ناکجاآباد خواهد رساند!

2-سر صحبت را باز کنید:

 خودتان را وادار کنید با هرکسی که نمی‌شناسید و در یک همایش در نزدیکی شما ایستاده یا نشسته، حرف بزنید، منتظر نمانید که اول دیگران حرف را شروع کنند. فقط یک نفس عمیق بکشید و به آن‌ها سلام کنید. چندتایی نکتۀ اساسی در مورد خودتان بیان کرده و از دیگران دربارۀ خودشان بپرسید، آنقدر تمرین کنید تا انجام اینکار برایتان راحت شود.

3-صحبت را ادامه دهید:

سعی کنید نکته‌ای که شما را به فرد دیگری علاقه‌مند کرده پیدا کنید و در مورد همان حرف بزنید، «اوه» در تهران زندگی می‌کنید؟ من در البرز مدرسه رفته‌ام» لازم نیست کلیت آن فرد را دوست داشته باشید (و اغلب هم اینطور نخواهد شد) ولی می‌توانید یک نکته برای تحسین پیدا کنید. فرد دیگر را بررسی کرده و با کنجکاوی تمامی جزئیات را زیر نظر بگیرید ولی قضاوت را عقب بیندازید. بررسی و زیرنظرگرفتن آنها، نشانه‌هایی در مورد کیستی آن‌ها به دست شما می‌دهد و تمرین خوبی برای بهبود مهارت‌های اجتماعی‌تان می‌شود.

4-گام زدن:

گام‌زدن به بازتاب‌کردن اشارت غیرکلامی فرد مقابل، همین‌طور وضعیت کلی احساسی آن‌ها اشاره دارد. این مسئله بر پایۀ همدلی است- این توانایی که به شکل درونی بتوانید احساسات فرد دیگری را تقلید کنید، اجازه دهید جسم و صورتتان علاقه‌تان و احساس مناسب با موردی را که درحال صحبت آن هستید؛ نشان دهد. رفتارهای غیرکلامی همزمان مثل تکرارکاری که فرد مقابل می‌کند یا خم‌شدن به جلو یا لبخندزدن، سهیم‌شدن در احساسات را آسان‌تر کرده و به شما کمک می‌کند احساس فرد مقابل را درک کنید.

برای نفع شخصی خود، با کسی «گام» نزنید. اینکار سوءاستفاده است و مردم همیشه واقعیت افرادی را که صادق نیستند، می‌بینند. اگر می‌خواهید روابط خوبی بسازید، نگرانی واقعی برای دیگری و اشتیاق برای برقراری ارتباط با آن‌ها ضروری است. گام‌زدن همچنین به ما این قابلیت را می‌دهد تا در گروهی پذیرفته شده و به حساب بیاییم.

5-ردگم کنی:

ردگم کنی راهی برای نشان‌دادن اعتنا به طرف مقابل،  قبل از راندن کلام به جهتی دیگر است. اگر چند جمله‌ای را که فکر می‌کنید طرف مقابل گفته، حفظ کرده و بیان کنید، شخص مقابل می‌فهمد که در سخن «با آن‌ها» بوده‌اید. آن‌وقت آن‌ها برای عوض‌کردن موضوع و صحبت در مورد مسئلۀ شما، راغب‌تر خواهند بود. مثلاً اگر دو همکار شما مشغول صحبت درمورد بازی فوتبال دوشنبه شب هستند و شما می‌خواهید درمورد پروژه‌ای با یکی از آن‌ها صحبت کنید، چند جمله‌ای در مورد بازی بگویید یا اگر بازی را ندیده‌اید، سوالی در مورد آن بپرسید، بعد بگویید: «عزیزم ، باید در مورد صورت جلسۀ کارگروه با تو صحبت کنم» وقتی اهمیت صحبت طرف مقابل را تصدیق کرده باشید، به احتمال بیشتری در مورد مبحث شما صحبت خواهد کرد. گام زدن و ردگم کردن در برقراری ارتباط با افکار دیگران،آن‌ها را نسبت به عقاید و احساسات شما پذیراتر می‌کند. این مسئله اساس ترغیب و تأثیرگذاری است.

6-درست وارد صحبت شوید:

 در تعاملات اجتماعی، زمان‌بندی بسیار مهم است. هیچ‌وقت برای ورود به صحبت، میان حرف نفر دیگری نپرید. افراد از پریدن میان کلام متنفرند و اغلب حرف شمارا نشنیده می‌گیرند. اول چند دقیقه‌ای گوش کنید و از زبان بدنتان برای گام‌زدن استفاده کنید. معمولاً کسی با نگاه به شما، حضورتان را جدی می‌گیرد. همچنین می‌توانید منتظر مکثی در یک صحبت دنباله‌دار شوید، ولی حواسمان باشد که قبل از راندن صحبت به جهتی که خودتان می‌خواهید، حتماً در مورد صحبت آن‌ها سوالی پرسیده یا نظری بدهید (این کار همان ردگم‌کردن است)

7-مقابله به مثل:

مقابله به مثل یکی دیگر از مهارت‌های ارزشمند اجتماعی است و مربوط به سرمایه‌گذاری میزانی مساوی از انرژی و زمان از سوی دوطرف در یک رابطه می‌شود. ما همه افرادی را می‌شناسیم که ما را بیشتر از چیزی که به آن‌ها علاقه داشته‌ایم، دوست داشته‌اند یا افرادی که در رابطه‌ای به اندازۀ ما احساسات نشان نداده‌اند. روابطی که در سطح شدت برابری نباشند. (وقتی هر دو نفر به یک اندازه همکاری نکرده و دریک سطح عمل بکنند) دوام نخواهد یافت. اگر باید مداوماً با کسی کارکرده یا رابطه داشته باشید. مطمئن شوید که به اندازۀ برابری در این رابطه شرکت می‌کنید، اگر نمی‌دانید افراد مقابل چطور به این رابطه می‌نگرند، به دنبال نشانه‌هایی در زبان بدن یا رفتار آن‌ها باشید.

8-هم حوصله‌کردن دیگران به اندازۀ خود:

اگر می‌خواهید دیگران را به حالت خود دربیاورید یا رابطۀ سطح یک را ترجیح می‌دهید، با افراد گام زده و به آن‌ها همدلی نشان دهید. راز دل در میان گذاشتن نیز مفید است. چون وقتی احساسات و تمایلات خود را آشکار می‌کنید، دیگران را جابجا کرده و می‌گذارید از دیدگاه شما به مسایل بنگرند، حتی اگر آن‌ها کاملاً با شما موافق نباشند، رهبران ماهر می‌دانند که گاهی قبل از درخواست از دیگران برای درمیان گذاشتن افکار و عقایدشان، باید افکار و عقاید خود را آشکار کنند. وقتی آن‌ها حرف دلشان را می‌زنند، باقی افراد برای همکاری مایل‌تر شده و ترغیب خواهند شد.

 

این‌ها چند مهارت دیگر مربوط به بایدها و نبایدهای هوش هیجانی هستند:

-بدانید کی بخندید:

 با خندۀ دیگران بخندید،ولی هیچ وقت به دیگران نخندید، مگر این که آنها خودشان هم به خودشان بخندند.

-بدانید چه سوالی بپرسید و هیچ وقت سوالی که خودتان دوست ندارید جوابش را بدهید، نپرسید.

-فاصلۀ شخصی را درک کنید، دیدگاه‌های فرهنگی در مورد فاصلۀ فیزیکی مورد قبول میان دو فرد، بسیار متنوع هستند بدانید ترجیحات فرهنگی همکارانتان کدام‌ها هستند. ولی چند قانون کلی نیز وجود دارند، اگر افراد از شما عقب‌نشینی می‌کنند، یعنی خیلی نزدیک ایستاده‌اید، اگر افراد می‌خواهند به شما نزدیک‌تر شوند، یعنی فاصله‌تان آزاردهنده است. اگر حس کردید کسی زیاد جابجا می‌شود، آماده باشید اندکی نزدیک‌تر یا دورتر از ترجیحات خود بایستید.

-نوبتی گفتگو کنید:

گفتگو سخنرانی یک نفره نیست. پس بیشتر از سهم خودتان از زمان گفتگو را غصب نکنید.از سوی دیگر، اگر به ندرت صحبت می‌کنید، کمی بیشترحرف بزنید. افراد اغلب به کسانی که چیزی نمی‌گویند بی اعتمادند.

-وقتی شک دارید چیزی نگویید اگر نمی‎‌‎دانید یک عبارت یا سوال چطور برداشت می‌شود، آن را به زبان نیاورید.

ترغیب، نه سوء استفاده

ما همه افراد مجذوب‌کننده‌ای را دیده‌ایم که سوءاستفاده‌چی بوده‌اند. افراد جذاب اغلب مهارت‌های اجتماعی قابل توجهی دارند، ولی در واقع یک آفتاب‌پرست اجتماعی هستند که سعی می‌کنند برای پیش افتادن، برای هرکسی چیز متفاوتی باشند. در نقطۀ مقابل، فردی با هوشمندی عاطفی کسی است که ممکن است دیگری را به سمت هدف خاصی ترغیب کند. ولی از تصاحب و غصب اعتبار و هویت فرد در انجام این کار خودداری می‌کند. اگر با احساسات مسئله‌تان را بیان کنید، یا اینکه چرا کالا وخدماتتان بهترین هستند، یا چرا پروژه‌تان لیاقت پشتیبانی مالی دارد، بیشتر از کسانی که مجموعه‌ای از حقایق را به سردی و بدون احساسات بیان کرده یا درخواست سیاسی زیرکانه‌ای مطابق آنچه شنونده مایل است، بیان می‌کنند می‌توانید دیگران را ترغیب کنید. افرادی با هوشمندی عاطفی مرزهای «سوء استفاده» را می‌شناسند و از عبور از این مرزها خودداری می‌کنند.

 

برخورد با یک موقعیت جدید

اندکی احساس نگرانی در موقعیتی جدید، طبیعی است. بگذارید مثال یک شغل جدید را درنظر بگیریم، حتی افرادی که متکی به خود هستند، به خاطر آن که نمی‌دانند انتظار چه چیزی را باید داشته باشند، اندکی احساس نگرانی خواهند کرد و همه‌مان دوست داریم وقتی وارد شغلی جدید می‌شویم، با بقیه «جور» دربیاییم. بهترین روش انجام این کار، تلاش برای حرکت با ریتم اداره است، اگر همه صبح‌ها دور قهوه‌ساز جمع شده و مشغول گپ و گفت می‌شوند، شما هم اینکار را بکنید-حتی اگر قهوه‌خور نیستید! اگر «گروه» همه باهم به ناهار می‌روند، شما هم با آن‌ها بروید. سعی کنید هر روز با یک فرد یا گروه جدید به ناهار بروید تا همگی‌شان را بشناسید. حداقل برای دو هفته روتین آن‌ها را دنبال کنید تا افراد را ملاقات کرده و شناخته شوید. این‌ها چند پیشنهاد اضافه هستند:

-وقتی یک شغل مدیریتی جدید را شروع می‌کنید، برنامه بریزید که اولین ماه‌های خود را تنها به گوش‌ کردن و یادگیری بگذرانید. هیچ‌وقت به عنوان آدم جدیدی باعقیده‌ای خشک از آن چه لازم است، یا مسلح به لیستی از تغییراتی که می‌خواهید درهفتۀ اول ورودتان انجام دهید، وارد کار جدید نشوید. اگر قبل از جمع‌آوری اطلاعات کافی برای برقراری اعتماد، سریع حرکت کنید، بعداً وقت زیادی را صرف اصلاح وترغیب افراد برای پیوستن به خودتان خواهید کرد.

-بهترین راه ایجاد اعتماد، بیرون‌رفتن و ملاقات با افرادی است که کارهای آن‌ها را مدیریت می‌کنید. آن‌ها را دنبال کنید تا در مورد موقعیت‌هایی که با آن‌ها برخورد دارید یاد بگیرید و گوش کنید و گوش کنید و گوش کنید. هیچ وقت در این مرحله انتقاد نکنید، فقط سعی کنید جدی یاد بگیرید در مورد نظرات و پیشنهادهای آن‌ها سوال کنید. اگر این کار را انجام داده باشید، مرحلۀ اجرای هرتغییری کوتاه‌تر خواهد بود. چون افراد مسئله را پذیرفته و از شما پشتیبانی می‌کنند. قبل از اجرای تغییر، مقداری زمان صرف مرحلۀ شناسایی و برنامه‌ریزی کنید.

-دوستی انتخاب کنید که برای نشان‌دادن مسیر به شما، به او اعتماد داشته باشید. این فرد می‌تواند رییس یا همکارتان، یا حتی کارمندی قدیمی باشد که زیردستتان کار می‌کند. در درخواست نیازهایتان از این فرد تردید نکنید، پرسیدن و علاقه نشان دادن به آموزش راه های آن ها ، بهتر از کورکورانه جلو رفتن و خرابکاری است . حتما مایل نیستید ورودتان به اداره را خراب کنید .

-تمامی منابعی که در اختیار دارید شناسایی کنید. اندکی زمان دو نفره با تمامی کارمندان و همکارانتان صرف کنید و بیشتر سوال کرده و به جواب های آن ها گوش دهید . در هر کارمند  به دنبال نقطه قوتی باشید که با پیشروی ، می توانید از آن ها استفاده کنید .

برای گوش دادن به پادکست مهارت ارتباط موثر روی فایل ویدئویی زیر کلیک کنید :

اگر نیاز به دانلود فایل صوتی مهارت ارتباط موثر دارید روی لینک زیر کلیک کنید:

دانلود فایل صوتی مهارت ارتباط موثر 

 

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *