فرمول ساده و کاربردی جهت ترس از تغییر

ترس از تغییر یک ترس واقعی است که اکثر افراد آنرا دوست ندارند، آدمها کتاب های خودشناسی زیادی می خوانند، محصولات روانشناسی زیادی می خرند، دوره های انگیزشی زیادی شرکت می کنند ولی آن دوره ها را به پایان نمی رساند و در میانه راه آن را رها می کنند زیرا ترس از تغییر آنها را عقب می کشد، واقعیت این است که این ترس کاملا درونی و طبق برنامه ریزی صورت گرفته در ذهن ناخودآگاه است.

برنامه ریزی ذهن برای بقا و زنده ماندن است و از همان دوران کودکی و نوجوانی ذهن برای ثابت نگه داشتن همه چیز و همه کس طرح ریزی شده است. از قرنهای گذشته ما تمایل داشتیم که در همان حصارهای دیوار شهرمان بمانیم و قبایل خود را ترک نکنیم، با آدمهای ثابت و همیشگی رفت و آمد کنیم و همان غذاهای همیشگی را بخوریم، به همین دلیل از تغییر می ترسیم.

 

ترس از دست دادن شغل و روبرو شدن با محیط جدید کاری ما را وادار میکند تا در همان حصار امن که سالهاست در آن رنج می کشیم بمانیم و فرصت تغییر را در خود ایجاد نکنیم. ترس از دست دادن بیمه تامین اجتماعی و حقوق ثابت ما را از رسیدن به رویای بیزنس شخصی باز می دارد. ترس از بی پول ماندن ما را از مهاجرت به شهر و کشور جدید باز می دارد، ترس از تنهایی و حرف مردم ما را در یک رابطه سمی اسیر می کند و سالیان سال اجازه تغییر و رهاشدن را به ما نمی دهد. راه حل در برنامه ریزی دوباره ذهن  برای غلبه بر ترس از تغییر است .

همانطور که می دانید 95٪ ذهن ناخودآگاه ما در دوران کودکی بر طبق الگوها و رفتارهای پدر، مادر و جانشین روانی آنها در پیش نویس زندگی شکل گرفته است و فقط 5٪ آن در سن بزرگسالی به صورت خودکار تحت کنترل ماست. هدف تمام دوره های خودشناسی آگاهی یافتن به آن قسمت از ذهن ناخودآگاه است که کاملا از سطح هوشیاری ما خارج است ولی با مشاهده گری افکار، احساس و رفتار خود می توانیم آنها را کنترل و در راستای محقق شدن اهدافمان و غلبه بر ترس از تغییر از آن استفاده کنیم .

 

چگونه بر ترس از تغییر غلبه کنیم ؟

یکی از موانع اصلی رسیدن به ثروت ، آسایش و فراوانی، باورهای شکل گرفته در سطح ناخودآگاه است که موجب ترس از تغییر می شود. به طور مثال فردی دوست دارد برای خودش کار کند و با رنج کارمند بودن برای همیشه خداحافظی کند هربار که تصمیم به تغییر می گیرد باورهای موجود در سطح ناخودآگاه او را از تصمیم فوق منصرف می کند و ابهامات و سئوالات پی در پی ذهن او را برای ماندن در حاشیه امن بمباران می کند.

 

-اگر این حقوق ثابت را از دست بدهم و نتوانم در بیزینس خود موفق شوم چه !

-اگر در آن بیزینس وارد شوم و طرف مقابل پولم را بالا بکشد چه !

-اگر کارمندهای زیادی استخدام کنم و درست کارهایشان را انجام ندهند چه !

-اگر با دردسرهای مالیاتی درگیر شوم چه !

-اگر شغل دوم همسرم که در ارتباط با زنهای متعدد است موجب خیانت به من شود چه …! پس بهتر که همین شغل کارمندی را ادامه دهد.

 

ذهن در برابر این سئوالات هیچگونه مقاومتی نمی کند و دنبال دلایل برای رد این ادعاهای دروغین نیست ، چون تمام الگوهایی که در دوران کودکی از پدر، مادر و جانشین روانی آنها (پدربزرگ و مادربزرگ و سایر اطرافیان…. ) در ذهن ناخودآگاه و پیش نویس زندگی خود ثبت و ضبط نموده مبنی بر ماندن در حاشیه امن کارمندی و خطر نکردن می باشد.

دفترچه ثبت قفل های روانی

از امروز دفترچه ای برای خود تهیه کنید و تمام باورهای خود را در آن یادداشت کنید، باورهای اشتباه همان بازدارنده های موفقیت شما هستند که جزیی از ناخودآگاه شما شده و به شما اجازه تغییر را نمی دهند . این باورهای دروغین را با باورهای جدید جایگزین کنید و به دنبال الگوهایی برای رد ادعای باورهای ذهنی کنونی خود باشید.

پول مهم نیست آرامش مهمه .

دوستی داشتم که از رییس خود نفرت داشت و بارها در صحبت های خود تکرار می کرد، اگر من اکنون در سختی و بی پولی به سر می برم خیلی مهم نیست ، به جای آن آرامش عمیقی دارم ، در حالی که رییسم با میلیاردها میلیارد پولی که دارد این آرامش را ندارد او فرد خسیسی است و فقط انبارداری در این دنیا بیش نیست و نمی تواند از پولش به خوبی استفاده کند. در صورتی که من بارها رییس این فرد را دیده بودم که مسافرت های خارجی می رود در بهترین جای شهر خانه دارد و زندگی بسیار مرفهی برای خود و زن و فرزندش تهیه کرده بود ولی در ذهن این خانم این باور اشتباه نقش بسته بود که ایشان غذای درستی نمی خورد و به سلامت خودش اهمیت نمی دهد پس فرد موفقی نمی تواند باشد.

این باور از دوران کودکی در ذهن این خانم کارمند شکل گرفته که افراد ثروتمندی که پول ، املاک و مستغلات زیادی دارند همیشه خوشبخت نیستند و در آرامش به سر نمی برند و نفرت و خشم از افراد پولدار به او اجازه ثروتمند شدن نمی داد و این موضوع به مهار و بازدارنده ای از پیش نویس او برمی گردد که کاملا زندگی کنونی او را برای عدم ثروتمند شدن برنامه ریزی کرده بود.

چه فایده پول داشته باشی ولی بچه نااهل داشته باشی .

او مدام در صحبت هایش تکرار می کرد که پول خوشبختی نمی آورد ، من افراد زیادی را می شناسم که ثروت هنگفتی دارند ولی بچه معتاد و نااهلی دارند که موجب آزار و اذیت و شکنجه روحی این افراد ثروتمند شده اند، مهم این است که یک لقمه نان سر سفره ات باشد و بچه هایی داشته باشی که موجب افتخار تو در آینده باشند، این مهار پیش نویسی در ضمیر ناخودآگاه به او اجازه ثروتمند شدن نمی داد و در تمام طول عمر هم همان یک لقمه نان و آب باریکه ای که باور داشت برایش فراهم می شد.

در اینگونه موارد برای غلبه بر این ذهنیت اشتباه باید به دنبال الگوهایی برای رد باورهای درونی خود باشید ، مثلا خیلی از افراد هم هستند که پول ندارند ولی بچه هایی نااهل و معتاد دارند و در واقع ثروتمند بودن هیچ ربطی به سالم و غیر سالم بودن شخصیت فرزندان ندارد.

تغییر باورهای اشتباه

تلاش کنید برنامه ریزی قدیمی و اشتباه ذهن خود در مورد ثروت را شناسایی کنید و یک به یک آنها را در دفترچه خود یادداشت کنید سپس باورهای جدید را جایگزین باورهای اشتباه و قدیمی نمایید. و به یاد داشته باشید که این تغییر یک شبه اتفاق نمی افتد و ذهن برای پذیرش نیاز به الگو دارد، افرادی را پیدا کنید که بر خلاف الگوی ذهنی شما بسیار موفق هستند و بارها و بارها این الگوها را به ذهنتان نشان دهید تا در اثر تکرار ، ذهن آن افکار را پذیرش کند ، افکار جدید، باعث ایجاد احساس جدید در شما می شود و سپس رفتارجدید، موجب ایجاد تغییرات پایدار در زندگیتان خواهد شد.

 

سخت ترین بخش تغییر

مهم ترین و سخت ترین بخش تغییر، گذر از رودخانه تغییر است، در زمان تغییر، ترس، تردید، دودلی و غیرقابل پیش بینی بودن امور به سراغ شما می آید، و اینجا همان جایی است که اکثر افراد آن را دوست ندارند و از آن فرار می کنند، به همین دلیل تغییر برایشان سخت به نظر می رسد. بیشتر افرادی که از عدم نتیجه گیری در خصوص مثبت اندیشی و پروسه کنترل افکار می نالند در واقع یک مشکل مشترک دارند، این افراد با اینکه عزم خود را برای تغییر دائمی جزم می کنند ولی 2 ساعت بعد از تصمیم اولیه، بدن همان مواد شیمیایی قبل را می خواهد، و افکاری مثل ترس، تردید، اضطراب وجودشان را فرا می گیرد و این افراد علی رغم تصمیم خود، دوباره در پیش نویس زندگیشان و در برنامه ریزی ذهن ناخودآگاهشان گیر می افتند، مثل معتادی که تصمیم به ترک مواد می گیرد ولی بعد از چند ساعت، وسوسه بازگشت به دنیای خلسه او را از ادامه مسیر تغییر بازمی دارد.

فرمول ساده تغییر

بهترین راه حل  غلبه بر بازگشت به خاطرات گذشته و افتادن در پیش نویس زندگی،خلق آینده مورد نظر است. برای خلق، باید هر آنچه را از آینده دلخواهتان میخواهید را در مغزتان نصب و ایجاد نمایید ، تا مسیرهای سپناپسی مربوط به شخصیت جدید شما جایگزین مسیرهای قبلی شخصیت گردد، طبق تحقیقات عصب شناسی این پروسه (4.5 روز ) 4 تا 5 روز زمان می برد، و در این زمان باید شخص مسیرهای جدید را در مغزش سیم کشی و شلیک کند و آینده مورد نظرش را مدام تصور و تجسم نماید. در واقع قبل از تحقق آینده مورد نظر باید  به بدنتان همان احساسی را بدهید که در زمان رسیدن به سلامتی، ثروت، عشق و موفقیت در شما ایجاد می شود. از آنجایی که بدن شما تفاوت بین واقعیت و خیال را تشخیص نمی دهد، آن شرایط و موقعیت ها را طبق آنچه شما در ذهن ناخودآگاهتان ثبت و ضبط کرده اید برای شما در دنیای بیرون محقق خواهد کرد.

بیشتر بدانید :

تحلیل پیش نویس زندگی در فیلم رستگاری 

 

اسرار سرنوشت در لایف اسکریپت شماست

 

بازدارنده هایی که مانع رسیدن شما به رویاها و اهدافتان می شوند !

 

 

اگر می خواهید با پیش نویس زندگی بیشتر آشنا شوید و پیامهای والد و احساسات کودک درون را بشناسید، پیشنهاد ما این است که دوره آموزشی جامع تحلیل رفتار متقابل TA که طبق استاندارد انجمن بین المللی ITAA  تهیه شده را خریداری فرمایید. همچنین دوره اعتماد به نفس و عزت نفس به روشTA شما را با 4 وضعیت زندگی در پیش نویس زندگی آشنا خواهد کرد 

 

 

 

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.