نمایشنامه زندگی – مجموعه داستان تو (6)

زنی پنجاه ساله به  نظر می رسید با خطوط عمیق چروک روی پیشانی اش، قدری برایش روی صندلی کنارم در مترو جا باز کردم، کمی که جایش روی صندلی باز شد گفت راستی فلان فیلم را دیده ای ، گفتم نه ! موضوعش چیست ؟ با آب و تاب از صحنه های غمگین و پایان تلخ داستان گفت و شروع به اشک ریختن کرد…گفتم بهتر نیست فیلم هایی را انتخاب کنید که اینهمه حزن انگیز نباشد؟، گفت ای خانم! ما که همه زندگیمان غم و غصه بود ، اون از پدر خدا بیامرزم که همیشه من را کتک می زد و بعدش هم من را به مردی که 20 سال از خودم بزرگتر بود شوهر داد، اونم از شوهرم که هیچ وقت روی خوش ازش در زندگی ندیدم ، اصلا دنیا خیلی نامرده ! دخترم و پسرم هم من را رها کردند و …

داشتم به صحبت هاش خوب گوش می دادم که یاد نقش قربانی در الگوی رفتاری مثلث کارپمن افتادم، راستش میشه تقصیر همه اتفاقات زندگی را گردن پدرت ،همسرت ، فرزندت ، رییست و مملکتت بیندازی، و خودت را راحت کنی . ولی چقدر خوب میشد اگر همه آدمها خودشناسی عمیق تری از خودشون داشتند تا بفهمند تکرار یک الگوی تکرار شونده تحقیر و کتک خوری ، شاید به نمایشنامه روانی ما برمی گردد، الان هم بعد از اینهمه سال، درسته که پدر و همسرش کنارش نیستند که کتکش بزنند ولی با دیدن فیلم های حزن انگیز، خودش خودش را کتک می زند، و انگار والد درونش میخواهد به کودک درونش هالی کند که تو ارزشمند نیستی، حقته که همیشه غمگین و ناراحت باشی.

اگر قدری روی خودشناسی خود بیشتر کار کنیم به قدر، منزلت و عظمتی که در درونمان هست پی خواهیم برد و هر آینه صدای خدا را می شنویم که فریاد می زند، تو زمایی، خودمایی،اگر این راز شنیدی و نترسیدی و بیدار شدی، در همه افلاک خدایی، به خودآ، به خودآ ….

 

نویسنده : لیلا امیری نسب 

 

بیشتر بدانید:

 

خودشناسی به روش تحلیل رفتار متقابل TA

 

 

محصولی متناسب با انتخاب شما یافت نشد.

 

 

مردک بی ادب – مجموعه داستان تو (5)

با اینکه ادعا می کرد از حرفهای توهین آمیز آن مردک بی ادب، عصبانی نیست ولی بارها تکرار کرد که مدت یک هفته است به این فکر می کنم که چطور بعضی ها، عقده ها و حقارت های درونی خود را بر روی دیگران فرافکنی می کنند و چگونه آدمها می توانند تا این حد، کوته فکر و بی شخصیت باشند.

به او گفتم تو اندیشه حقارت او را به مدت یک هفته با خود حمل کرده ای و در تمام این مدت، با این اندیشه کلنجار رفته ای که چرا در آن لحظه واکنش مناسبی ارائه نکردم و چرا فلان جواب و بهمان پاسخ را به او ندادم. همین فرد به اصطلاح کوته فکر و بی ارزش تمام هفته گذشته تو را هدر داده و همین الان هم قسمت عظیمی از فکر و خیال تو را اشغال کرده است.

ما یک حیوان را به واسطه افساری که به گردنش می اندازیم در تمام طول مسیر با خود می کشانیم، اگر فردی این توانایی را دارد که به واسطه حرفهایش، ذهن شما را به دنبال خود بکشاند در واقع ریسمانی نامرئی به گردن شما انداخته و با آن ریسمان نامرئی شما را در بند خود گرفتار نموده است .

تا مادامی که ما توانایی کنترل افکار خود را نداشته باشیم، نمی توانیم ادعای آزادی و استقلال فکری کنیم و قطعا یک زندگی شاد را تجربه نخواهیم کرد. تنها کار یک انسان با عزت نفس بالا، تمرکز کامل روی اهداف و زندگی شخصی خود می باشد تا بتواند به واسطه تمرکز فوق بهترین نتیجه ممکن را در طول مسیر زندگی رقم بزند .

 

نویسنده : لیلا امیری نسب 

 

بیشتر  بدانید :

 

لینک های آموزش توسعه فردی

 

 

محصولی متناسب با انتخاب شما یافت نشد.

 

 

قسمت من و کار خدا – مجموعه داستان تو (4)

خانمی افسرده و مایوس با صدایی نالان گفت، سالهاست حسرت دیدن فرزندم را دارم که با همسر سابقم در کشور امریکا زندگی می کند، وقتی از او پرسیدم خب چرا نمیری ببینیش! گفت چون چندبار اومدم برم ویزام جور نشد و حس کردم خدا نمی خواد، راستش من با تقدیر نمی جنگم، ولی غم دلتنگی سالهاست مرا افسرده کرده.

بارها در جلسات کوچینگ با افرادی برخورد کرده ام که عدم مسئولیت پذیری در رسیدن به خواسته هاشون را به گردن خدا می اندازند و باور دارند که اگر نمی شود حتما خدا نخواسته و این موضوعی است که در تحلیل رفتار تحت عنوان آلودگی بالغ  به کودک یا والد مطرح می شود یعنی یک ترس از بخش کودک درون و یا یک باور (اینجانکشن ) در سطح والد موجب می شود ما از رسیدن به خواسته هامون باز بمانیم.

در این باره مثالهای زیادی حتی در بین افراد تحصیل کرده وجود دارد که به علت اینکه شهامت طلبی لازم برای احقاق حق و حقوشون را ندارند، میگن فلانی را به خدا یا کارما واگذار کردم، ولی در واقع خشم فروخورده از آن فرد همیشه در وجودشان باقی خواهد ماند.

همچنین افرادی که معتقدند چشم خورده و یا برایشان دعا نوشته اند و یا نفرینشان کرده اند و یا در افسردگی کارمای کار اشتباهی که در حق فلانی کردند می مانند ، تمام اینها مربوط به احساسات کودک آسیب دیده درون و باورهای ( اینجانکشن ها) درونی شده در سطح پیش نویس زندگی می باشد. تعصب، حق به جانبی، قضاوت، محکوم کردن دیگران نشان از عدم عزت نفس دارد که اگر قدری خودشناسی عمیق تری از خودمان کسب کنیم به راحتی می توانیم زندگی شاد و خویشتنی جدید برای رسیدن به خواسته هایمان از نو خلق کنیم .

 

نویسنده : لیلا امیری نسب 

 

در لینک زیر می توانید با حالات شخصیتی والد، بالغ و کودک بیشتر آشنا شوید :

 

ساختار شخصیت- سه حالت شخصیتی (والد -بالغ -کودک ) درTA

 

 

محصولی متناسب با انتخاب شما یافت نشد.

خود کم بینی – مجموعه داستان تو (3)

مدرک تحصیلی عالیه داشت و چندین سرتیفیکیت معتبر، ولی وقتی خودش را به من معرفی کرد، نشانی از اعتماد به نفس در او ندیدم!

به او گفتم احساس می کنم هنوز توانایی ها و شایستگی های خودت را باور نداری و خودت را نصفه و نیمه و با اکراه پرزنت می کنی !

گفت راستش این مدارک را که همه دارند و همه چیز مشخص است ، دیگران خودشان تشخیص می دهند که من توانایی دارم یا نه، مگه نه ! سپس لبخند ریزی زد و ادامه داد، از قدیم گفتند عطر آن است که خود ببوید نه آنکه عطار بگوید !

من همیشه با این ضرب المثل مخالف بوده ام ، اتفاقا شما باید از عطرتان تعریف کنید ،تمام خصوصیات مثبت آن را بازگو کنید ، تفاوت ها و تمایزات آن را با دیگر عطرها عنوان کنید و خلاصه باید در ستایش عطرتان مدیحه سرایی کنید .

منتظر نمانید دیگران شما را تایید کنند، اگر یکی از بوی عطر شما خوشش نیامد، دلیل بر بدبویی عطر شما نیست ، ذائقه ایشان متناسب با آن بو نبوده و هر کس از نگاه و جهان بینی خودش، دنیا را تعریف می کند.

دلیل اینکه خیلی از افراد قادر به نوازش خود نیستند، احساس عمیق من بدم درونی و عزت نفس پایین می باشد. تمرین کن، هر روز خودت را نوازش بده ، حداقل 100 بار جلوی آینه و در حضور دیگران از خودت تعریف و تمجید کن .

 

اوووه زیاد نیست !

نه زیاد نیست، بگذار ذهن ناخودآگاهت بپذیرد که تو ارزشمندی ، یادت باشد تا از درون احساس ارزشمندی نکنی، در بیرون هیچکس تو را باور نخواهد کرد.

 

نویسنده : لیلا امیری نسب 

 

بیشتر  بدانید :

تمرینی برای تغییر خود پنداره منفی و افزایش عزت نفس

 

۱۳ رفتاری که هرگز در افراد با اعتماد به نفس و عزت نفس نمی‌بینید

 

ده راهکار افزایش اعتماد به نفس و عزت نفس 

 

محصولی متناسب با انتخاب شما یافت نشد.

 

شکست ذهنی – مجموعه داستان تو (2)

شرط ورودش به شغل دلخواه وکالت، آزمونی سخت بود، هر روز با خود می گفت این درس ها سخت است و من قبول نخواهم شد. و با این نگرش، مطالعه برای آزمون را را رها کرده بود.

به او گفتم، تو قبل از انجام آزمون، شکست را پذیرفته ای.دلیل این تسلیم و واگذاری مبارزه هم تنها این است که این اتفاق یعنی پیروز شدن را منوط به زمان کرده ای ،کاری کن که این چیزی که می خواهی رخ دهد حتی اگر بعد از چند بار شکست اتفاق بیفتد، افراد موفق درست پس از شکست در رقابتی سخت، به جای دلسوزی به حال خود، بی درنگ سرگرم طرح برنامه ای تازه برای رسیدن به اهدافشان می شوند،

به جای دست روی دست گذاشتن و قبل از آزمون از تلاش دست کشیدن سعی کن با چنگ و دندان از چیزی که به آن علاقه داری دفاع کنی!

 یک دلیل بسیار مهم در عدم پشتکار و رسیدن به اهداف، ترسهای درونی ما مبنی بر به اندازه کافی خوب نبودن و عزت نفس پایین است .از آنجایی که شایستگی و درجه اعتبار خودمان را به موقعیت اجتماعی و داشته هایمان گره زده ایم، در صورت عدم دستیابی به آنها در آینده نزدیک دچار اضطراب می شویم.دلیل شکست خیلی از افراد در دنیای واقعی ، در واقع ابتدا شکست در دنیای ذهن است.

دلاورانه به اهداف خود بچسب و اتفاقی که دوست داری را رخ دادنی ساز! اگر سرنوشت تو به رخ دادن این اتفاق بستگی دارد خوب کاری کن که رخ بدهد بدون قضاوت ، پیشداوری و در نظر گرفتن زمان ! 

 نویسنده : لیلا امیری نسب 

بیشتر بخوانید : 

 

اعتماد به نفس چیست؟

 

هدف

 

حال خوب با جملات تاکیدی مثبت روزانه -ذهن مثبت، موفقیت

 

محصولی متناسب با انتخاب شما یافت نشد.

 

عشق آتشین – مجموعه داستان تو (1)

خیلی غمگین و افسرده بود، از بی وفایی یار صحبت می کرد و اینکه دختر مورد علاقه اش او را رها کرده و با فرد دیگری ازدواج کرده است

از او داستان عشقش را جویا شدم ، آهی کشید و گفت سالهای متمادی عشق به او را در قلبم حفظ کرده بودم و با رفتن او دنیا برایم تیره و تار شده و برای همیشه با دنیای عشق خداحافظی کرده ام .

به او گفتم عشق تو به دخترک ، چه ربطی به دخترک دارد؟ّ!

با تعجب نگاهم کرد و گفت اگر او نبود عشق و شور و هیجان هم در وجود من نبود .

گفتم چه کسی چنین گفته ! تو اهل عشق ورزیدن هستی و از آنچه در درونت بوده به دیگری بخشیدی . در حقیقت عشق از درون به بیرون راه می یابد نه از بیرون به درون .

یادت باشد انسانها هدف عشق هستند نه خود عشق ، تو می توانی این عشق آتشین را به هر کس دیگری ببخشی ، بگذار آن دختر برود. خداوند جریان ظهور عشق تو را در جای دیگر و کالبد دیگر و چهره ای دیگر برایت نمایان خواهد کرد.

شعله عشق را در دلت خاموش نکن ، درجستجوی راز و رمز جهان باش و به سرچشمه اصلی عشق متصل شو تا تو را به صاحب واقعی عشق که لیاقت تو را دارد متصل کند.

قلبت را برای عشق، همیشه باز نگه دار تا فرصت جلوه گری و ظهور پیدا کند.

 

نویسنده : لیلا امیری نسب 

آموزش  ببینید :

 

عشق از نگاه تحلیل رفتار متقابل TA

 

سواد تمام کردن رابطه

 

ساختار شخصیت- سه حالت شخصیتی (والد -بالغ -کودک ) درTA

 

 

 

محصولی متناسب با انتخاب شما یافت نشد.

 

 

مجموعه داستان تو

 

 

محصولی متناسب با انتخاب شما یافت نشد.

داستانی واقعی و تاثیرگذار از اعتماد به نفس

در یکی از مدارس، معلمی دچار مشکل شد و موقتا برای یک ماه، معلم جایگزینی بجای او شروع به تدریس کرد. این معلم جایگزین در یکی از کلاسها سوالی از دانش آموزی کرد که او نتوانست جواب دهد، بقیه دانش آموزان شروع به خندیدن کردند و او را مسخره می کردند.

معلّم متوجّه شد که این دانش آموز از اعتماد بنفس پایینی برخوردار است و همواره توسّط هم کلاسی هایش مورد تمسخر قرار می گیرد.

زنگ آخر فرا رسید و وقتی دانش آموزان از کلاس خارج شدند، معلّم آن دانش آموز را فرا خواند و به او برگه ای داد که بیتی شعر روی آن نوشته شده بود و از او خواست همان طور که نام خود را حفظ کرده، آن بیت شعر را حفظ کند و با هیچ کس در مورد این موضوع صحبت نکند.

در روز دوم معلّم همان بیت شعر را روی تخته نوشت و به سرعت آن بیت شعر را پاک کرد و از بچّه ها خواست هر کس در آن زمان کوتاه توانسته شعر را حفظ کند، دستش را بالا ببرد.

هیچ کدام از دانش آموزان نتوانسته بود حفظ کند.

تنها کسی که دست خود را بالا برد و شعر را خواند همان دانش آموز دیروزی بود که مورد تمسخر بچّه ها بود.

بچّه ها از این که او توانسته در این فرصت کوتاه شعر را حفظ کند مات و مبهوت شدند.

معلّم خواست برای او کف بزنند و تشویقش کنند.

در طول این یک ماه، معلّم جدید هر روز همین کار را تکرار می کرد و از بچّه ها می خواست تشویقش کنند و او را مورد لطف و محبّت قرار می داد.

کم کم نگاه همکلاسی ها نسبت به آن دانش آموز تغییر کرد.

دیگر کسی او را مسخره نمی کرد.

آن دانش آموز خود نیز دارای اعتماد به نفس شد و احساس کرد دیگر آن شخصی که همواره معلّم سابقش “خِنگ ” می نامید، نیست. پس دانش آموز تمام تلاش خود را می کرد که همواره آن احساس خوبِ بودن و باهوش بودن و ارزشمند بودن در نظر دیگران را حفظ کند.

آن سال با معدّلی خوب قبول شد.

به کلاس های بالاتر رفت.

در کنکور شرکت کرد و وارد دانشگاه شد.

مدرک دکترای فوق تخصص پزشکی خود را گرفت و هم اکنون پدر پیوند کبد جهان است.

 

این قصه را دکتر ملک حسینی در کتاب زندگانی خود و برای قدردانی از آن معلّم که با یک حرکت هوشمندانه مسیر زندگی او را عوض نمود، در صفحه اینستاگرامش نوشته؛ انسان ها دو نوعند:

نوع اوّل کلید خیر هستند.دستت را می گیرند و در بهتر شدنت کمک کرده و به تو احساس ارزشمند بودن می دهند

نوع دوم انسان هایی هستند که با دیدن اوّلین شکستِ شخص، حس بی ارزشی و بدشانس بودن را به او منتقل می کنند.

 

این دانش آموز میتوانست قربانی نوع دوم این انسان ها بشود که بخت با او یار بود.

و آن معلم کسی نبود جز محمد بهمن بیگی ، ابر مردی بزرگ که چون ستاره ایی در دل شبهای سیاه روزگاران درخشید و معجزه کرد. استاد بهمن بیگی نویسنده ایی چیره دست با ذهنی خلاق و مدیری لایق بود و نشان داد که اگر اراده باشد میتوان مردمی را از فرش به عرش رساند که نمونه آن دکتر ملک حسینی است.

در این داستان، عزت نفس ، حس ارزشمندی و خوب بودن به دانش آموز القا شد و این احساس عمیق ارزشمندی و مهم بودن ، در نهایت اعتماد به نفس و مهارت توانستن را در او ایجاد کرد .

 

بیشتر بدانید :

 

لینک های رایگان آموزش توسعه فردی

راز موفقیت – لایف اسکریپت

محصولی متناسب با انتخاب شما یافت نشد.

سواد تمام کردن رابطه

خیلی از افراد درگیر رابطه ای بودند که بعد از مدتی به هر دلیلی بهم خورده و حالا می خواهند بدانند باید چه کار کنند تا حال بدشان را تغییر دهند.
متاسفانه اکثر ما همانطور که سواد ایجاد رابطه مناسب و ماندن در آن را نداریم، در پایان دادن به روابطمان نیز با بی سوادی کامل عمل می کنیم.

تمام کردن یک رابطه احساسی برای هر فردی سخت و طاقت فرساست، اما افرادی که سواد پایان دادن به رابطه را دارند، اقداماتی انجام می دهند که عبور از این بحران را برای خود و شریکشان آسان تر می سازد.

 

افراد باسواد این گونه عمل می کنند:

 

فرد با سواد محترمانه رفتار می کند.

 

یاد اولین روزهای آشنایی بیفتید که چطور با عشقتان رفتار می کردید.
مدام مراقب بودید که مبادا از دستتان ناراحت شود.
مسلما رابطه شما نقص هایی داشته که به خاطرش تصمیم به جدایی گرفته اید، اما یادتان باشد بی احترامی کردن به طرف مقابل، در واقع بی احترامی کردن به انتخاب خودتان است، بنابراین بهتر است محترمانه رفتار کنید.

 

فرد با سواد یک دفعه ناپدید نمی شود.

 

شاید شما هم رابطه ای را تجربه کرده باشید که در آن طرف مقابل یک باره غیب شده است.
شما روز قبل با هم بوده و اوقات خوشی را گذرانده اید، اما او از دیشب نه جواب تلفنتان را می دهد، نه پیام هایتان را می خواند.
اگر به هر دلیلی تصمیم به پایان دادن رابطه گرفته اید، مسئولیت تصمیم گیری تان را بپذیرید و طرف مقابل را از تصمیمتان باخبر کنید.

 

فرد با سواد احساسات و تقصیرهایش را می پذیرد.

 

در هر رابطه دو طرف حضور دارند، ممکن است سهم یکی از طرفین در به بن بست رسیدن رابطه بیشتر از دیگری باشد، اما مسلما هر دو طرف در رسیدن به نقطه پایانی نقش داشته اند. اشتباهات خود را بپذیرید و به خاطر آنها از طرف مقابل عذرخواهی کنید. بدانید که طی فرایند جدایی احساسات و هیجانات منفی را تجربه خواهید کرد، به جای اینکه طرف مقابل را مسئول حال بدتان بدانید، در فکر یافتن راهکارهایی برای تغییر خلقتان باشید.

 

فرد با سواد حضوری خداحافظی می کند.

 

فرض کنید تصمیم گرفته اید برای ادامه زندگی از ایران بروید و احتمال زیادی وجود دارد که دیگر عزیزانتان را نبینید، چگونه با آنها خداحافظی می کنید؟
با یک پیام یک خطی در تلگرام؟ با ایمیل؟ با یک تماس تلفنی کوتاه؟ یا اینکه از آخرین فرصت استفاده می کنید، به دیدنشان می روید و به خاطر همه لحظات خوبی که با آنها داشته اید تشکر می کنید؟

خب پایان دادن به یک رابطه عاشقانه هم همین طور است. شما قرار است دیگر کسی را که زمانی عزیزترین فرد زندگی تان بوده نبینید، برای خداحافظی یک قرار حضوری بگذارید. با این کار هر دویتان راحت تر و بهتر می توانید پایان یافتن رابطه را بپذیرید.

 

حالا با توجه به چیزهایی که در بالا خواندید، به نظر خودتان سواد پایان دادن به یک رابطه را دارید یا نه؟

حال سوال اصلی اینجاست پس از قطع ارتباط، چه کارهایی بکنیم و چه کارهایی نکنیم؟ 

لطفا او را پیگیری نکنید:

 

با وجود این همه وسایل ارتباطی پیگیری نکردن یک فرد خاص، علامت مصمم بودن شماست،  پیگیری کردن شبکه‌های اجتماعی و گروه‌های مختلفی که افراد در آن عضو هستند با یک سرچ اینترنتی ساده شما را درگیر رابطه قبلی نگه می دارد. پس اگر می‌خواهید زودتر اوضاعتان روبه‌راه شود نبینید، نشنوید و ننویسید یعنی نه عکس‌های به روز شده‌اش را چک کنید، نه تماس تلفنی بگیرید، نه پیام و کامنت و ایمیل برایش بفرستید.

 

به دنبال جایگزین نگردید:

 

اگر بخواهید یک رابطه تازه را سر بیندازید حتما موفق می‌شوید؛ اما فراموش نکنید این ارتباط هم محکوم به فناست با این تفاوت که در اینجا شما یک نفر دیگر را هم قربانی وضعیت خودتان کرده‌اید. شاید ظاهرا یک ارتباط تازه حالتان را بهتر کند یا دهن‌کجی درست و درمانی به نفر قبلی باشد‌! 

وقتی به محض قطع ارتباط وارد یک آشنایی جدید می‌شوید یا کسی را انتخاب می‌کنید که به‌شدت به نفر قبلی نزدیک است یا به شکل معناداری با او متضاد است، تمام اتفاقات گذشته، انتخاب‌های شما را سخت، تحت‌تاثیر قرار می‌دهد.پس زمانی وارد رابطه جدید شوید که  از نظر روانی آمادگی پذیرش یک ارتباط جدی و آینده‌دار را داشته باشید.

 

به دنبال مسکن‌های خطرناک نگردید:

 

لطفا دور مواد مخدر و مشروبات الکلی را خط بکشید. قرار نیست یک شکست عشقی تمام زندگی و آینده شما را به سوی نابودی بکشاند. شما اولین نفری نیستید که دچار این رنج می‌شود و آخرین نفر هم نخواهید بود، پس به دنبال روش‌های درست درمان باشید. مسکن‌های زودگذر و خطرناکی از جنس مواد اعتیادآور شما را برای ساعتی آرام می‌کند، اما برای تمام عمر زندگی‌تان را تباه خواهد کرد. با توجه به حال و اوضاعی که تجربه می‌کنید نزد روان‌شناس یا روانپزشک بروید آنها نسخه‌های ایمن‌تری برایتان می‌پیچند. مصرف برخی از داروهای ضدافسردگی می‌تواند روند بهبودتان را تسریع کند، اما دقت کنید داروهای ضدافسردگی تجویز شده توسط پزشک نه مخدر یا الکل.

 

در سرمایه‌گذاری عاطفی منطقی باشید:

 

زمان در گذر است و سرانجام مدتی از این شکست عاطفی خواهد گذشت. اما هر زمانی که تصمیم داشتید دوباره دلبسته کسی شوید مراقب باشید که چه میزانی سرمایه‌گذاری عاطفی می کنید و تمام فعالیت‌های زندگی‌تان را محدود به حضور و وجود او نکنید ضمن این‌که به او هم این محدودیت را تحمیل نکنید. هر کدام از شما باید یک حریم شخصی سالم در زندگی داشته باشد.

 

روی عزت نفس تان بیشتر کار کنید :

 

سناریوهای متعددی برای نقش عزت‌ نفس در موفقیت روابط می‌توان تعریف کرد. شخصی که دارای عزت نفس پایینی است با قرار گرفتن در رابطه‌ای که طرف مقابل، آن‌طور که باید و شاید به او احترام نمی‌گذارد، دچار دردسرهای فراوانی خواهد شد. وقتی عزت نفس فرد پایین باشد، خود را لایق ارزشمند شمارده شدن و احترام نمی‌بیند بنابراین زمانی که طرف مقابل برخورد و رفتار مناسبی با او ندارد، به او حق می‌دهد و باز هم برای نداشتن رابطه عاشقانه موفق خود را سرزنش می‌کند. 

 کسی که عزت نفس بالایی دارد برای خود ارزش‌هایی درونی تعریف کرده و با ارزیابی خودش به این نتیجه می‌رسد که ارزش‌های تعریف‌شده را در سطحی قابل‌توجه دارا است. حال زمانی که با فردی دیگر هم وارد رابطه می‌شود، احساسی که نسبت به خودش دارد در ارتباط عاشقانه کاملا منعکس می‌شود.

بیشتر بدانید : 

عشق از نگاه تحلیل رفتار متقابل TA

بهبود روابط زن و شوهر با متد انجمن بین المللی TA

ده راهکار افزایش عزت نفس 

 

همچنین محصولات آموزشی زیر به شما کمک می کند روابط خود را بهبود بخشیده و عزت نفس خود را افزایش دهید 

محصولی متناسب با انتخاب شما یافت نشد.

 

 

تمرینی برای تغییر خود پنداره منفی و افزایش عزت نفس

خودپنداره که در زبان انگلیسی به آن “self-concept” می گویند، تعاریف بسیاری دارد اما همه ی آن تعاریف به یک مفهوم اشاره می کنند. خودپنداره ی شما به معنی ادراک شما از خود و رفتارتان می باشد.

وقتی از شما می پرسم خودتان را در یک صفحه توصیف کنید، چیزهایی را در مورد خود بیان می کنید که به آن اعتقاد دارید. شیوه ی نگاه و اعتقادات شما به خود و توانایی هایتان، خودپنداره نامیده می شود.

به چند مثال در مورد خودپنداره توجه کنید:

” من شخصی اجتماعی هستم”

“من می توانم هر مشکلی را حل کنم”

” من چاق هستم”

” من جذاب نیستم”

” من بی عرضه هستم”

” من آنقدر که باید موفق نیستم”

” من با تمام دستاوردهایی که دارم خودم را دوست داشتنی نمی دانم”

” من بسیار توانمند و تاثیرگذار هستم”

” من قادر هستم زندگیم را همانطور که می خواهم تغییردهم”

” من باور دارم که سن و شرایط محیطی تاثیری بر روند رشد من ندارد و من با تمام محدودیت ها ، زندگی رویایی ام را خلق می کنم”

 

چگونه خودپنداره ی مثبت یا منفی می تواند بر کل زندگی شما تاثیر بگذارد

 

خطرناکترین موضوع در مورد یک خودپنداره ی منحرف شده این است که ضمیر ناخودآگاهتان تان به صورت فعال به شما ثابت می کند خودپنداره ی شما صحیح است.

 برای مثال، اگر خودتان را شخصی ناتوان بدانید، در نتیجه ضمیر ناخودآگاه تان شما را تحریک نمی کند که کاری برای تغییر شرایط کاری خود انجام دهید. خودپنداره ممکن است مانع شود تا شما یک رژیم سالم را دنبال کنید و مدام به شما یادآوری می کند که رژیم غذایی هیچ تاثیری روی تغییر وزن  نخواهد داشت .

ممکن است جلوی شما را برای خرید لباس های زیبا بگیرد و به شما القا کند که هیچگاه جذاب نخواهید بود.حتی ممکن است کاری کند شما رفتاری غیر اجتماعی از خود نشان دهید!!

تلاش برای جذابیت بدون تغییر خودپنداره تان هرگز امکان پذیر نیست، چرا که همیشه احساس می کنید رفتارتان به شکلی مصنوعی است. اگر می خواهید ویژگی را در مورد خود تغییر دهید، باید این کار را با تغییر خودپنداره ی روانشناختی تان آغاز کنید.

 

فروشنده ی ای که به دلیل خودپنداره ی منفی خویش باور دارد همیشه شکست می خورد و یا باور دارد که محصولش آنقدرها هم ارزشمند نیست، هرگز موفق نخواهد شد فروش خوبی داشته باشد.

 

چگونه خود پنداره را تغییر دهیم

خودپنداره در نتیجه ی باور های غلطی ایجاد می شود که در گذشته در شما القا کرده اند، و شما به واسطه پیش نویس زندگیتان، نقش های این نمایشنامه و سناریوی معیوب را بارها و بارها تکرار می کنید، شما با چنین افکاری متولد نشدید ، به همین دلیل است که می توانید تغییرش دهید.

خود صحبتی ( گفت و گو با خود (self – talk  شیوه ای است که با کمک آن می توانید باور های خود را شکل دهید. به یاد داشته باشید باور های ما ستون هایی هستند که خودپنداره ی ما بر آن ها استوار است پس به منظور تغییر خودپنداره، اول باید باور هایی که در مورد خود دارید را زیر سوال ببرید.

 باید از موارد غلط دست بکشید و سپس با استفاده از خود صحبتی از ایجاد باور های غلط دیگر جلوگیری کنید. پس به صورت خلاصه می توانیم فرایند تغییر رفتار را به ترتیب به چهار مرحله تقسیم کنیم:

 1) خود صحبتی

 2) تغییر باور

 3) تغییر خودپنداره

 4) تغییر رفتار.

در واقع شما باید با خود صحبتی یا گفت و گو با خود، موانع روانشناختی را از سر راه بردارید تا بتوانید باور های خود را به شکل مثبت تغییر دهید و در نتیجه با تغییر خودپنداره به یک رفتار نوین دست یابید.

واگویه های ذهنی 

‌ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﺻﺤﺒﺖ ﮐﺮﺩﻥ ﺭﺍ ﻭﺍﮔﻮیه مینامند؛ ﻭﺍﮔﻮیه ﻫﺎ ﺍﺛﺮﺍﺕ عمیقی بر ﻓﺮﺩ ﮔﻮینده ﺩﺍﺭﻧﺪ.
محققان طی مطاﻟﻌﺎﺗﯽ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺷﺪﻧﺪ ﺍﮔﺮ ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﻓﻘﻂ یک ﺑﺎﺭ ﺑﮕﻮیید: “ﻓﻼﻥ ﮐﺎﺭ ﺭﺍ نمیتوانم ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩهم”، باید یک ﻧﻔﺮ ﺩیگر ﻫﻔﺪﻩ ﻣﺮﺗﺒﻪ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﺑﮕﻮید ﮐﻪ “ﺷﻤﺎ میتوانید ﺁﻥ ﮐﺎﺭ ﺭﺍ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩهید” ﺗﺎ ﺍﺛﺮ ﻫﻤﺎﻥ یک ﺩﻓﻌﻪ ﺭﺍ ﺧﻨﺜﯽ ﮐﻨﺪ!

 

ﻣﺮﺍﻗﺐ ﻭﺍﮔﻮیه ﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩ باشید.

 

تمرین مهم تغییر خودپنداره منفی و افزایش عزت نفس

 

اگر خودپنداره شما فقط شامل صفات منفی باشد، در این حالت عزت نفس پایینی را تجربه خواهید کرد. در مسیر کسب خودپنداره مثبت و بدست آوردن عزت نفس، لازم است باورهای منفی را که در ذهنتان نسبت به خودتان شکل گرفته، شناسایی کنید. خود شناسی باعث خواهد شد بررسی کنید چه باور های غلطی نسبت به خودتان در ذهنتان شکل گرفته و چرا عزت نفس شما پایین است!

باور های منفی را پیدا کنید و آن ها را در تکه کاغذی یادداشت کنید. از خودتان خجالت نکشید و هر آن چه که در درونتان هست را به روی کاغذ بیاورید؛ شما می خواهید خودتان را تغییر دهید بنابراین باید با خودتان رو راست باشید!

در گام بعد، به دنبال شواهدی باشید که این باور ها را به چالش می کشد. به عنوان مثال اگر فکر می کنید دیگران به شما اهمیت نمی دهند و از نظر آن ها فردی دوست داشتنی نبوده اید، مثال هایی در جهت نقض این افکار پیدا کنید. این دسته از تفکرات و تفکرات این چنینی، ساخته ذهن خود شما ست و وجود شما برای اطرافیان تان لازم و دوست داشتنی ست اما شما این را حس نمی کنید!

به مثالهای زیر توجه کنید

 

اگر دوستانتان شما را در روز تولدتان غافلگیر کرده اند و یا اگر همسرتان با یک شاخه گل از شما قدر دانی کرده است، اگر فرزندانتان به شما عشق می ورزند ، اگر پدر و مادرتان به شما تلفن می زنند و مشتاق دیدار شما هستند یا حتی اگر فردی به شما عشق می ورزد ولی شما حس مثبتی به او ندارید هم نشان دهنده این است که شما دوست داشتنی هستید.

این موارد و بسیاری موارد دیگر که روی کاغذ می آوردید همه دلایلی هستند که به شما ثابت می کند برخلاف نظر خودتان، دیگران شما را فردی دوست داشتنی و مقبول می پندارند!

هر چه شواهد بیشتری در نقض باور های ذهنی خود بیاورید و هر چه بیشتر خودپنداره های منفی ذهنی تان را به چالش بکشید، عزت نفس بیشتری در خودتان حس خواهید کرد. در به چالش کشیدن تفکرات منفی درباره ی خودتان اصرار بورزید تا میزانی که به خودتان ثابت شود، آن چیزی که در مورد خودتان می پنداشتید، اشتباه بوده و شما فردی دوست داشتنی هستید. تا جایی به این روش ادامه دهید که تلقینات ذهنی گذشته از شما دور شود و اصول جدید را پذیرفته و جایگزین تفکرات اشتباه قبلی کرده باشید وآرامش را تجربه کنید.

عزت نفس و خودپنداره مثبت زیر بنای اعتماد به نفس است 

اگر بیزنس ، شغل ،هنر یا چالش جدیدی را می خواهید آغاز کنید، قطعا ترسها به شما حمله می کنند ،برای روبرو شدن با ترسهایتان، زمانهایی که در یک کار موفق بودید را به خودتان یادآوری کنید ، خودکار و کاغذی بردارید و تمام دستاوردهایی که در آن مرحله کسب کردید را روی کاغذ بیاورید، مثلا من توانایی خلق پول را بارها تجربه کردم، من در مصاحبه شغلی قبول شدم ، من در کار اولم موفق بودم و توانستم ارتقا درجه بگیرم، من در اولین کارم با پولی که بدست آوردم ماشین خریدم ، من توانایی خرید موبایل و وسایل مورد نیازم را داشتم، من توانایی پرداخت قبض هایم را داشتم و باز هم می توانم پول جدید خلق کنم. 

هر دستاوردی هر چند کوچک را به خودتان یادآوری کنید و آن را روی کاغذ بنویسید، به ذهن ناخودآگاهتان بقبولانید که شما توانایی خلق رویاهایتان را دارید، ذهن ناخودآگاهتان تفاوت زمان را درک نمی کند آنچه شما در مورد آینده تان باور دارید و مدام به تصویر می کشید را می پذیرد و شرایط را به سمت و سویی سوق می دهد که شما به خواسته هایتان هدایت می شوید.

 

نکته کلیدی در مورد روانشناسی خودپنداره

شما چیزی هستید که فکر می کنید پس اگر می خواهید ویژگی را در مورد خود تغییر دهید، اول باید خودپنداره یتان را عوض کنید و سپس تغییر به سادگی و خودبه خود اتفاق می افتد.

بیشتر  بدانید :

اعتماد به نفس چیست ؟

عزت نفس چیست ؟

تفاوت اعتماد به نفس و عزت نفس با غرور و خودشیفتگی چیست ؟

ده راهکار افزایش اعتماد به نفس و عزت نفس- ویدئو آموزشی

 

 

در صورتی که قصد دارید به صورت منظم و جدی برای افزایش اعتماد به نفس و عزت نفس خود وقت بگذارید،پیشنهاد ما این است که  محصول اعتماد به نفس و عزت نفس به روش TA را خریداری نمایید، این محصول پاسخ افرادی است که می خواهند از علت رفتارهای خود و دیگران آگاه شوند ،شخصیت خود را بهبود بخشیده و فرزندانی با اعتماد به نفس و عزت نفس پرورش دهند.

این محصول حاصل پژوهش ها و جست و جوهای ده ساله ماست که با متد انجمن بین المللیTA تهیه شده است .

 

محصولی متناسب با انتخاب شما یافت نشد.