بی فرهنگ چندش آور- مجموعه داستان تو (11)

از طرز غذا خوردن او سرمیز غذا چندشم شد، از ملچ و ملوچ کردن و قاشق به دندان-کشیدن… ااه، چطور کسی می تواند اینقدر بی فرهنگ و چندش آور باشد!

از من پرسید تو چطور توانستی کنار او راحت غذا بخوری ، پاسخ دادم برای من اهمیتی نداشت به هر حال افراد در آداب غذا خوردن متفاوت اند، گفت خوش بحالت من دست خودم نیست ، آنقدر حالم بد می شود که نمی توانم تحمل کنم.

گفتم علت اینکه از این رفتار، اینهمه آزرده می شوید این است که احتمالا وقتی کودک بودید خودتان به این صورت غذا خورده اید و با واکنش منفی پدر، مادر و یا اطرافیانتان روبرو شده اید، شما در همان کودکی این موضوع را به عمق آگاهی خود رانده اید و هربار فردی اینگونه غذا می خورد شما آن خاطره دوران کودکی برایتان زنده می شود و به واسطه رابربندها یا کشهای روانی، در پیش نویس زندگیتان می افتید و بهم میریزد.

خشم ما از نحوه رفتار دیگران معمولا به جنبه حل نشده درون خودمان برمی گردد، راه رهایی از تکرار این احساس منفی مربوط به پیش نویس زندگی این است که در چهره آن فردی که غذا می خورد  کودک درون  3 یا 4 ساله خودتان را ببینید که نحوه غذا خوردنش توسط دیگران  مورد بازخواست قرار می گیرد و با کلمات (والد) مثل چندش آور به گوشه ای می خزد و ناراحت می شود، این کودک را در آغوش بگیرید و به نحوه غذا خوردن آن کودک عشق بورزید. در مورد افراد مختلف این نحوه عشق ورزی را تکرار کنید،تا به مرور زمان این نفرت در وجود شما حل شود و این بعد وجودی تان که درچهره دیگران فرافکنی میشود را با عشق بپذیرید.این تمرین را آنقدر انجام دهید تا زمانیکه به آن نحوه غذا خوردن بی تفاوت شوید.

نویسنده : لیلا امیری نسب

داستان های مشابه (مجموعه داستان تو) را در لینک زیر بخوانید:

 

داستان تو

 

 

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.