ارزشمندی من – مجموعه داستان تو (20)

به تازگی فروش محصول خودش را آغاز کرده بود ولی با اکراه گفت دیگر نمی خواهم به این کار ادامه بدهم. به او گفتم تو که همیشه عاشق کارت بودی مگر چه شده! گفت خسته شده ام فایده ندارد ! تعداد زیادی از افراد با تلخی با من برخورد می کنند و من را پس می زنند. از او تعداد فروش ماه گذشته اش را سئوال کردم وقتی آن را اعلام کرد به نظرم معقول به نظر می رسید در ادامه گفتگو متوجه شدم دلیل دلسردی او از ادامه کار، عدم موفقیت در تعداد فروش محصول نبود بلکه رانده شدن از طرف دیگران بود و در واقع تمام توجهش بر تعداد جواب های دلسرد کننده و نوع رفتار دیگران بود.ترس او از موفق نشدن نبود بلکه از آن می ترسید که مبادا دیگران او را برانند و این برایش مهری بر عدم ارزشمندی کارش بود.

 

اگر نگاهی دقیق تر به زندگیمان بیندازیم بارها و بارها این احساس را تجربه کرده ایم. اینکه اگر افراد زیادی من را طرد کرده اند و من موفق به ازدواج با فرد مناسب نشده ام پس حتما کالای بی ارزشی هستم. اگر همسرم در ارتباط به من خیانت کرده و مرا تنها گذاشته حتما من دوست داشتنی و جذاب نیستم!  اگر دوستی یکی دوبار من را به بیرون دعوت کرده و دیگر خبری از او نمی شود حتما اشتباهی از من سرزده و من به اندازه کافی خوب و لایق نیستم!احساس طردشدگی ناشی از ذهن نجواگر و نتیجه پیامهای منتقد درونی  ماست و ما قادر به مدیریت این احساسات منفی هستیم اگر از بیزاری به عشق ورزی خودمان روی آوریم.

 

در ابتدا کنترل ذهن کاری سخت به نظر می رسد مثل بچه کوچکی که هر شب تا دیروقت بیدار می ماند و ناگهان شما تصمیم می گیرید باید هر شب ساعت هشت شب بخوابد ، این بچه در مقابل قانون جدید عصیان می کند، جیغ می کشد و تمام تلاشش را می کند که دیر بخوابد. اگر تسلیم شوید هیچ راه دیگری برای تربیت او وجود ندارد. اما اگر به آرامی به تصمیم تان بچسبید و محکم و استوار باشید طی چند شب قانون جدید بنا خواهد شد. ذهن نیز همین گونه است، می توانید آن را تربیت کنید اگر در این کار جدی باشید و به خودتان یادآوری کنید که من قربانی و درمانده افکار خود نیستم و می توانم با تمرکز بر عشق به حس ارزشمند بودن دست یابم.

 

نویسنده : لیلا امیری نسب

اگر می خواهید اعتماد به نفس و عزت نفس بالاتری را تجربه کنید، و ارتباط موثری با دیگران برقرار کنید، پیشنهاد ما این است که پکیج آموزشی از عزت نفس تا ارتباط موثر با متد TA که طبق استاندارد انجمن بین المللی ITAA  تهیه شده را خریداری فرمایید

 

محصولی متناسب با انتخاب شما یافت نشد.

 

 

ریشه اصلی اهمالکاری و تنبلی و راه حل خروج از آن چیست ؟

وقتی در شرکتی استخدام می شوی، خودت را موظف می دانی که راس ساعت 8 صبح سرکارت حاضر شوی، حتی روزهایی که حوصله نداری راس ساعت مقرر از رختخواب بیرون میپری و با عجله خودت را به محل کار می رسانی ولی زمانهایی که قرار است برای خودت کاری انجام دهی، مقاله ای بنویسی ، داستانی که سالهاست در ذهنت می پرورانی را روی کاغذ بیاوری، یا محتوا و پادکستی را ضبط کرده و روی سایت بگذاری، در باشگاه ورزشی و پرورش اندام حضور یابی و یا هر قول و قراردیگری که با خودت گذاشته ای را به نتیجه برسانی ، صدایی از درونت می گوید، امروز را بیخیال… حالم خوب نیست از فردا حتما اقدام خواهم کرد.

 

ریشه اصلی اهمالکاری به عدم عزت نفس و احترام به خود برمیگردد ، ما برای کار رییس مان احترام قائلیم و در هر شرایطی که باشیم کار او را به انجام می رسانیم، حتی اگر در مسافرت و تعطیلات آخر هفته باشیم و تمام بلیط های هواپیمایی به سمت محل کار به اتمام رسیده باشد و اتوبوسی برای رساندن ما به مقصد نباشد، راهی برای رسیدن به مقصد با پرداخت هزینه ای بیشتر به تاکسی های شخصی پیدا می کنیم و به قوانین وضع شده آن شرکت مبنی بر رعایت قانون حضور راس ساعت مقرر احترام می گذاریم چون می دانیم در صورت عدم رعایت قوانین از آن شرکت اخراج خواهیم شد.

 

ولی در مورد کارهای شخصی خودمان اینطور نیست، من در یک باشگاه ورزشی با شوق و ذوق ثبت نام می کنم تا هیکل زیبایی برای خودم بسازم و خودم را در لباسهای چسبان تصویرسازی می کنم و حس و حال خوبی را در ابتدای راه در ذهنم به تصویر می کشم ولی بعد از یکی دوماه حضور در باشگاه، به خودم می گویم این هفته اصلا حالم خوب نیست، بگذار هفته آینده دوباره از نو شروع میکنم، هفته آینده به یک مهمانی دعوت می شوم و باز برنامه اصلی برای تغییر هیکل و اندامم را پشت گوش می اندازم، به همان میزان که من به تعهداتم عمل نمی کنم در واقع به “من درونم” می گویم تو خیلی هم ارزشمند و قابل احترام نیستی ، اشکالی هم ندارد که راس ساعت مقرر برای برنامه های تو اقدام نکنم .

 

در این وضعیت “من درون” که همان رییس سازمان زندگیتان است می گوید اشکالی ندارد، من هم سرماه به تو پاداشی که قول داده بودم را نمی دهم، ولی این بی انضباطی شما در ذهن رییس تان یا همان ذهن ناخودآگاهتان ثبت و ضبط می شود و در برنامه های آینده خیلی روی شما حساب نمی کند. این بار که به او می گویید قرار است یک کلاس سه تار شرکت کنم و قول می دهم تا یک سال آینده  یک نوازنده حرفه ای شوم، صدایی از درون به شما می گوید من که چشمم آب نمی خورد ولی خب برو ببینم چه کار می کنی..

به میزانی که ما برای خودمان احترام قائلیم و به عهد و پیمان خود در مورد برنامه های شخصی مان وفاداریم به همان میزان اعتماد به نفس ما برای انجام کارهای بعدی افزایش می یابد و در واقع ذهن ناخودآگاه می پذیرد که ما قادر به انجام کارهای بزرگتری در زندگیمان هستیم و ما را در رسیدن به اهدافمان یاری می کند.

 

از امروز تصمیم بگیریدکه برای خودتان همان میزان ارزش و احترام قائل شوید که برای رییستان هستید و در راستای اهداف و خلق رویاهایتان اقدام کنید.

بیشتر بدانید : 

مقالات و داستان تو

آموزش توسعه فردی

مهارتهای ده گانه زندگی

 

محصولی متناسب با انتخاب شما یافت نشد.

 

 

دعا و خدا – مجموعه داستان تو (19)

با حالتی اعتراض آمیز به موجودیت خدا از اینکه بارها دعا کرده ولی به آنچه خواسته تا کنون دست نیافته لب به شکایت گشود… من بارها با این نگرش افراد در سوبرداشت از موجودیت خدا روبرو شده ام و تلاش کرده ام به آنها بگویم خداوند انسان نیست و تحت تاثیر کلمات، گریه ، زاری و التماس های ما احساساتی نمی شود.

 

وقتی در حال رانندگی هستی و یک دفعه متوجه می شوی که ماشینت دچار مشکل شده چه عکس العملی نشان می دهی؟ آیا به گریه و زاری می افتی؟آیا در برابر ماشینت زانو زده و التماس می کنی که درست شود! و اگر درست نشود، شروع به شکوه و گلایه می کنی که چرا تو صدای مرا نمی شنوی و چرا دلت به حالم نمی سوزد و چرا متوجه نیستی که من باید به مقصد و هدفم برسم، پس چرا راه نمیروی؟؟؟ آیا عکس العمل شما اینگونه است؟ قطعا نه !

شما دست روی دست نمی گذاری و نمی گویی انشااله درست می شود . زیرا می دانی مشکل در سیستم است. بنابراین تمام احتمالات برای رفع مشکل را یک به یک بررسی می کنی.

 

خداوند در سیستم جهانی که آفریده به هیچ وجه دخالت نمی کند، بلکه مسئولیت تمام و کمال حل مشکلات زندگی به عهده خود انسانها گذاشته شده است. شما به واسطه نیرویی که خداوند در درونتان قرار داده، می توانید مشکلات و چالش های زندگی را حل کرده و برای رسیدن به اهدافتان طبق برنامه ریزی و قدرت ذهن ناخودآگاه عمل کنید و در واقع شما به همان میزان قدرت در درونتان دارید که خداوند در خلق جهان دارد اگر از این نیرو استفاده کنید و به آن آگاه باشید.

 

تمام اتفاقات زندگی ما بدون استثناء نتیجه باورها و فرکانس‌های خودمان است. در جهانی با چنین اصل مشخصی‌، تنها راه تغییر هر شرایطی‌، ایجاد تغییر در باورهای‌ خودمان است به میزانی که شخصیت ما تغییر می کند روند زندگی ما بهتر می شود و سیستم جهان بر مبنای آنچه خداوند بنا نهاده در بهترین و عادل ترین شکل ممکن است و خداوند به هیچ کس ظلم نمی کند و هر ظلمی به انسان می رسد از جانب خودش و نتیجه افکار ، احساس و رفتار و تصمیمات خود اوست.

 

نویسنده : لیلا امیری نسب

اگر می خواهید در این خصوص بیشتر بدانید آموزش زیر را ببینید 

 

رابطه اعتماد به نفس و اعتماد به خدا در رسیدن به اهداف و رویاها 

 

محصولی متناسب با انتخاب شما یافت نشد.

 

 

 

ترس و عشق – مجموعه داستان تو (18)

سالها رنج ناشی از عدم اعتماد بین خود و شریک زندگی اش را تجربه کرده بود و باور داشت مردها قابل اعتماد نیستند و اگر به آنها فرصت بدهی چیزی جز خیانت عایدت نمی شود. به او گفتم آیا تا به حال پیش آمده که خودت نیز برای طرف مقابلت غیر قابل اعتماد باشی! با جدیت و بی تردید حرف من را رد کرد و گفت اصلا ! من کاملا باوفا و متعهد بوده ام .بعد از مدتی صحبت با او، متوجه شدم در تمام روزهای بی اعتمادی به همسرش، تنها چیزی که در ذهنش پرورش می داده، مرد بعدی یعنی مرد رویاهایش بوده در حالی که هنوز حرفی از اتمام رابطه زده نشده بود، مدام او را تهدید و کنترل می کرد که اگر خطایی کند رابطه اش را قطع خواهد کرد.

پیش نویس زندگی او را مرور کردم و متوجه شدم دختری ضعیف و شکننده در درون دارد که به محض دیدن مردها می ترسد، ترسی که از دوران کودکی از عدم اطمینان و اعتماد به مردها که از رابطه بین پدر و مادرش آموخته بود و همان تصویر پیش نویسی در اکنون و اینجا در روابطش رزونانس می کرد.

 

 باید توجه داشت که این تحلیل رفتار، تلاشی برای توجیه مردهای اهل خیانت ندارد ولی کشف این موضوع که گاهی ذهنیت خود فرد ، ترسهای درونی او از روابط دوران کودکی و دیدن نمونه های متعدد از این دست روابط مسموم در اطرافیان،می تواند خود در به وجود آمدن شرایط موجود موثر باشد می تواند از رنج رویایی با سایه های درون جلوگیری کند.

 

راه حل در عشق ورزی به کودک ترسیده درون خود است تا اطمینان یابد که جهان امن است و انسانهای اطراف ما نیز امن هستند و قرار نیست ما را تنها بگذارند. اگر به خودمان عشق نورزیم، احساس ترس و بیزاری جای آن را می گیرد و آن را به تمام دنیا فرافکنی می کنیم .در این مرحله اگر تمام تمرکزت را بر جنبه های مثبت زندگیت قرار دهی به مرور از ارتعاش ترس خارج و در مدار ارتعاشی عشق قرار خواهی گرفت .

 

نویسنده : لیلا امیری نسب

در این خصوص تحلیل فیلم رگ خواب به مدت 30 دقیقه با بررسی پیش نویس زندگی مینا ( با بازی بی نظیر لیلا حاتمی ) را در لینک زیر ببینید و مقاله مربوطه را مطالعه کنید:

 

عزت نفس در رابطه – تحلیل فیلم رگ خواب – رویکرد تحلیل رفتار متقابل

همچنین بخوانید :

مقالات و داستان تو

اگر می خواهید با پیش نویس زندگی آشنا شوید و روابط خود را بهبود بخشید، پیشنهاد ما این است که پکیج آموزشی از عزت نفس تا ارتباط موثر که طبق استاندارد انجمن بین المللی ITAA  تهیه شده را تهیه فرمایید.

 

محصولی متناسب با انتخاب شما یافت نشد.

 

 

 

خشم خاموش – مجموعه داستان تو (17)

دیپاک چوپرا می گوید، ما درون دنیا نیستیم ، دنیا درون ماست. هر صفت مثبت و یا منفی که در دیگران وجود دارد و ما را آزار می دهد قطعا در درون خودمان وجود دارد. وقتی این را شنید با حالت گیجی و تاکید گفت من دختر آرام و مودبی هستم و از رفتار توهین آمیز و فحاشی طرف مقابلم بیزارم، این صفت به هیچ وجه نمی تواند در من وجود داشته باشد. به او گفتم شما در دوران کودکی و در سطح پیش نویس زندگیتان بارها این پیام را دریافت کرده اید که یک دختر خوب فریاد نمی زند و فحاشی نمی کند، شما برای اینکه بچه ای دوست داشتنی باشید این صفت منفی را به بخش تاریک اتاق ذهن ناخودآگاهتان رانده اید و درب آن اتاق را برای همیشه قفل کرده اید.

اگر اکنون فحاشی نمی کنید دلیلش این است فرصت بروز آن را به خودتان نداده اید. شما با سرکوب این حس تلاش می کنید همان دختر بچه دوست داشتنی برای دیگران باشید و در این مواقع احساس خشم را فرو می خورید و زهر و سم آن را به درونتان می ریزید تنها به این دلیل که از دیگران تایید دریافت کنید.

 

تمام افراد دور و برشما بازتاب درون شما هستند و اگر اکنون در زندگی شما حضور دارند قطعا این ویژگی را در درونتان دارید. برای خلاص شدن از این شرایط باید ابتدا آن ویژگی را در خودتان بپذیرید و وقتی از رفتار کسی ناراحت هستید بدون نیاز به  تاییدطلبی، خشم خاموش خود را با الگوی رفتاری قاطع ابراز کنید، و به مرور زمان وقتی به این بخش وجودت عشق می ورزی، انرژی درونت تغییر می کند، در نتیجه آن فرد یا دست از رفتارهای زننده خود برمی دارد و یا از مدار فرکانسی شما خارج می شود.

 

نویسنده : لیلا امیری نسب

سایر مقالات را در لینک زیر بخوانید :

 

مقالات و داستان تو

اگر می خواهید الگوهای رفتاری کارآمد را یاد بگیرید و ارتباط بهتری با دیگران برقرار کنید پیشنهاد ما این است که دوره جامع تحلیل رفتار متقابل با متد TA که طبق استاندارد انجمن بین المللی ITAA  تهیه شده را تهیه فرمایید.

 

محصولی متناسب با انتخاب شما یافت نشد.

 

 

 

روشی مفید برای کنترل ذهن از افکار منفی و مدیریت مشکلات زندگی

ذهن منفی مانند سگی وحشی ست که در صورت نرسیدن غذا و خوراک مناسب ممکن است به شما حمله کند. ولی شما خوب می دانید که این سگ هار را می توان با تربیت و رساندن خوراک به موقع، رام کرد و حتی در جهت اهداف خود از آن استفاده کرد.

صبح به محض بیداری، ذهن شما به صورت ناخودآگاه، به مرور خاطرات گذشته و مشکلات آینده می پردازد و به صورت عادت گونه شروع به کارهای تکراری می کند، گوشی موبایل را چک می کند ، پیامهای واتس اپ ، تلگرام و ایمیل را بررسی می کند ، سری به اینسناگرام می زند و همانطور که چای را در لیوان می ریزد به تمام کارهایی که در طول روز باید انجام دهد می اندیشد. در این هنگام سر و کله تمام نگرانی ها پیدا می شود ، قبضی که باید پرداخت شود، نگرانی برای بچه و یا بیماری که هنوز بهبود نیافته است.

 

قسمت اصلی داستان این است که ذهن برای موفقیت برنامه ریزی نشده و به صورت ناخودآگاه کارهای تکراری انجام می دهد و  از آنجایی که اموری مثل گرفتاری، بیماری، کمبود برایش آشناست آن را تکرار می کند. مهارت کنترل ذهن یعنی شما به ذهنتان دستور دهید آن کاری که شما می خواهید را انجام دهد. در اینگونه مواقع به ذهنتان بگویید هی ! صبر کن من در کنترل تو نیستم بلکه تو در کنترل منی ! همین جا بنشین و هر کاری که می گویم را انجام بده.

درست مانند زمانی که یک سگ وحشی را تربیت می کنید و هر آنچه لازم است یاد بگیرد را به او دیکته می کنید، تلاش کنید آگاهانه تصویری مثبت از آینده در ذهن خود خلق کنید. مثلا امتحانی که در آینده قبول شده اید، کار دلخواهی که پیدا کرده اید، و مشتری های بیشمار که محصول شما را با رضایت خریداری می کنند و از شما برای خدمات مربوطه تشکر می کنند.

 

گاهی ذهن ترسان و هراسان می شود، اگر نتوانم و خراب کنم چه ! اگر اوضاع به همین منوال پیش برود چه کنم ! اینها تماما کار ذهن است، باز در این مرحله جدیت به خرج دهید و افسار ذهنتان را بکشید و این بار با تحکم بیشتری به او یادآوری کنید که هی !گوش کن، من در کنترل تو نیستم ، بلکه تو در کنترل منی .

به همان میزان که ذهن هوشیار خود را با اندیشه و تامل در قدرت و خصلت های خداوند برانگیخته می کنید، امواجی از جنس هارمونی، سلامت و آرامش در ذهنتان تولید می کنید. هر فردی بیشتر بر این امواج تمرکز می کند بیشتر موفق به خلق رویدادهای مثبت می شود.

 

طی روز هربار افکار نگران کننده مجدد به سراغتان می آید ، با خودتان عبارات های تاکیدی مثبت را تکرار کنید و بابت آینده ای دلخواهتان که به آن دست پیدا کرده اید شکرگزاری کنید، به خاطر داشته باشید که همیشه برای هر سئوال جوابی و برای هر مشکل راه حلی وجود دارد ، پس نیروی خود را به جای تمرکز بر کاستی و کمبود و بیماری بر فراوانی و شکرگزاری و سلامت متمرکز کنید و همیشه به یاد داشته باشید که انرژی همان جایی می رود که تمرکز آنجاست. پس آگاهانه انرژی خود  را بر سلامتی ، عشق، فراوانی، خوشبختی، موفقیت قرار دهید تا آنها را به زندگی خود فراخوانی کنید.

 

بیشتر بدانید : 

مقالات و داستان تو

آموزش توسعه فردی

مهارتهای ده گانه زندگی

 

محصولی متناسب با انتخاب شما یافت نشد.

 

 

 

بازی جوراب – مجموعه داستان تو (16)

با عشوه گری زنانه، یک طرف دامنش را بالا زد و پایش را به طرز تحریک کننده نشان داد و گفت ، وای خاک عالم ، جورابم دررفته … این حرکتی بود حساب شده و هدفش تحریک مردها و عصبانی کردن زن های آن جمع بود.

از جنبه تحلیل رفتار اینگونه زنها، زن های نمایشی هستند، زن هایی که انرژی خود را از توجه مردان و تحریک عصبانیت زنها بدست می آورند. اینگونه زنها گاهی سینه های برجسته خود را نشان می دهند و به گونه خاصی به عقب تکیه می دهند، دست هایشان را پشت سرشان می گذارند و سینه هایشان را به جلو ول می دهند و با هر حرکتی حساب شده می خواهند توجه بیشتری به خود جلب کنند.

 

نمایشنامه روانی این افراد برای به دست آوردن انرژی به صورت ناخودآگاه صورت می پذیرد و تا زمانی که موفق به دریافت انرژی از دیگران می شوند حس خوبی از خواستنی بودن را تجربه می کنند ولی به مرور زمان که با افزایش سن میزان دریافت این توجه کم می شود افسردگی و طرد شدگی را تجربه می کنند . اینگونه افراد در بازیهای نمایشنامه زندگی  گیر می افتند و تا زمانی که مردها از این بازی به نفع خود استفاده می کنند دلخوش به آنها هستند ولی متاسفانه جریان این انرژی همیشگی نیست.

همه انسانها از طریق هسته درونی شخصیت خود به منبع بیکران انرژی درون متصل هستند و می توانند میزان زیادی از نیاز خود به انرژی حیاتی را از منبع خود تغذیه کنند، اگر بتوانند به نمایشنامه زندگی خود مسلط و آگاه شوند.

 

 

نویسنده : لیلا امیری نسب

سایر مقالات را در لینک زیر بخوانید :

 

مقالات و داستان تو

اگر می خواهید عزت نفس خود را افزایش و روابط خود را بهبود بخشید، پیشنهاد ما این است که پکیج آموزشی از عزت نفس تا ارتباط موثر با متد TA که طبق استاندارد انجمن بین المللی ITAA  تهیه شده را تهیه فرمایید.

 

محصولی متناسب با انتخاب شما یافت نشد.

 

 

 

اعتماد به خود – مجموعه داستان تو (15)

از اینکه سالها برای تغییر زندگیش تلاش کرده و به نتیجه دلخواه نرسیده دلخور بود و این عدم کسب دستاورد او را مایوس و افسرده کرده بود، از او پرسیدم برای رسیدن به خواسته هایت چه اقداماتی انجام داده ای ؟ گفت خیلی تلاش می کنم ولی وقتی نتیجه دلخواه را نمی گیرم دلسرد می شوم و آن را رها می کنم .

بیشتر که با او صحبت کردم متوجه شدم دلسردی و عدم پشتکار، دلیل اصلی نرسیدن به خواسته هایش می باشد، وقتی شما یک رژیم غذایی برای خود تعیین می کنید ولی بعد از شش ماه آن را رها می کنید در واقع به جهان اعلام می کنید که من آدم قابل اعتمادی نیستم، وقتی با شوق و ذوق در یک باشگاه ورزشی ثبت نام می کنید ولی بعد از فروکش کردن هیجانتان آن را رها می کنید به جهان اعلام می کنید من لایق و قابل اعتماد نیستم. وقتی از رابطه ای سمی خارج می شوید ولی باز از روی تنهایی بعد از چند ماه به آن رابطه برمیگردید به جهان اعلام می کنید من لایق نیستم .

وقتی خودت به خودت اعتماد نداری چطور جهان می تواند به تو اعتماد کند. جهان از جنس چیزی که هستی به تو می بخشد نه چیزی که میخواهی .

چیزی که برای رسیدن به آن دعا می کنیم با چیزی که برای رسیدن به آن پایبند هستیم فرق دارد، به حرفی که می زنید پایبند باشید اجازه دهید حرف تان با ارزش ترین سرمایه شما باشد به کلامتان به چشم جواهر نگاه کنید و به خودتان و جهان نشان دهید که می شود روی شما حساب کرد.

 

نویسنده : لیلا امیری نسب

سایر مقالات را در لینک زیر بخوانید :

 

مقالات و داستان تو

 

محصولی متناسب با انتخاب شما یافت نشد.

 

 

 

ذهن ناخودآگاه، همراه شما در مسیر موفقیت است

مفهوم حقیقی موفقیت این است که در بازی متهورانه و پرمخاطره زندگی پیروز شویم،ولی جایی که فکر در آرامش نباشد، موفقیتی هم در کار نخواهد بود. برای رسیدن به آرامش لازم است شناخت بیشتری از نیروی ذهن ناخودآگاه خود بدست آورید. افراد زیادی هستند که برای به دست آوردن پول بیشتر، دست به سرقت، اختلاس و قاچاق می زنند، اینها افرادی هستند که در فضای ذهنی سرشار از کمبود، نقص و محدودیت غوطه ور شده اند و باور ندارند که نان سفره شان از منبع دیگری می آید.

به خود جسورانه بگویید که ثروتمند شدن حق شماست. و از راهی درست ، ساده و آسان مسیرهای خلق ثروت برایتان باز و فراهم خواهد شد. مطمئن باشید نیرویی که در اعماق ذهنتان است به این ندای درونی گوش می کند و برای تحقق رویاهایتان مسیرهای جدید و فرصت های بیشمار را نشانتان می دهد.

این باور را هر روز با خود تکرار کنید که من اندوخته ای بی پایان از ثروت در ذهن ناخودآگاهم دارم، این حق من است که خوشحال، پولدار و موفق باشم. همیشه پول کرور کرور در زندگیم سرازیر می شود و تمامی هم ندارد. من همیشه از ارزش واقعی خودم آگاهم و می دانم لیاقت یک زندگی با بالاترین استانداردها هستم .

 

فرقی نمی کند پول در چه قالب و شکلی در زندگیتان شود، روزی و فراوانی از راههای گوناگون و از طرق افراد مختلف و از جایی که فکر نمی کنید به زندگیتان راه می یابد اگر جریان ورود آن را از طریق افکارتان و مهارهای سطح ناخودآگاهتان نبندید، جریان پول خودش راهش را به سوی زندگی شما پیدا می کند.

 قرار نیست به درآمد بخور و نمیر رضایت دهید و با کمبودها بسازید، باید آنقدر پول داشته باشید که هر وقت دلتان خواست بتوانید کار دلخواه خودتان را انجام دهید و یا چیزی که دوست دارید را تهیه کنید، تلاش کنید از گنجینه ثروت اندوخته شده در ذهن ناخودآگاهتان شناخت پیدا کنید و آن را به کار گیرید .

شما به این دنیا نیامده اید که در یک آلونک زندگی کنید و لباسهای کهنه و مندرس بپوشید و گرسنگی بکشید. شما اینجا هستید تا زندگی سرشار از ثروت، موفقیت، رفاه و آسایش را برای خود بسازید. هیچ وقت به خود نگویید که (اگر پول ندارم مهم نیست به جای آن سلامتی دارم ) این دقیقا یکی از باورهای اشتباه است که جلوی ثروتمند شدن شما را می گیرد.

 

در مدرسه همیشه این سئوال را از ما می پرسیدند که علم بهتر است یا ثروت!  و ما بدون اینکه فکر کنیم بدون تعلل پاسخ می دادیم علم بهتر است. این دقیقا مثل این است که از ما بپرسند چشم بهتر است یا گوش، واضح است که ما به هر دو نیاز داریم. چشم و گوش هر دو برای داشتن یک زندگی سالم نیاز است. در خصوص علم و ثروت هم همین موضوع مصداق دارد، زندگی بدون علم و آگاهی زندگی سالمی نخواهد بود و همینطور زندگی بدون ثروت هم هیچوقت نمی تواند زندگی پرباری باشد و در یک بستر فقر و نداری ما هیچوقت طعم خوشبختی را نخواهیم چشید.

صندوقچه گنج درون شماست، برای اینکه پاسخ نیاز و آرزوی قلبی خود را بیابید به درون خود نگاه کنید. در درونتان به دنبال برآوره شدن خواسته هایتان بگردید. این را بدانید راه حل تمام مشکلات و کلید همه قفل های زندگی شما در ذهن ناخودآگاهتان گنجانده شده است. افکار خود را تغییر دهید تا باورهایتان تغییر کند و مطمئن باشید با تغییر باورهایتان قطعا سرنوشت تان تغییر خواهد کرد.

 

بیشتر بدانید : 

مقالات و داستان تو

آموزش توسعه فردی

مهارتهای ده گانه زندگی

 

محصولی متناسب با انتخاب شما یافت نشد.

 

 

بازدارنده هایی که مانع رسیدن شما به رویاها و اهدافتان می شوند !

شاید عامه مردم از قدرت درون خود برای رسیدن به خواسته ها و رویاهایشان غافلند و شاید هم به این قدرت واقفند، ولی بازدارنده های موجود در سطح ناخودآگاه اجازه تجلی و ظهور آرزوهایشان را نمی دهد.

این بازدارنده ها (مهارها) گرچه در سطح خودآگاه انکار می شود ولی کار خودش را در سطح ناخودآگاه بسیار مخفیانه به انجام می رساند.

 

-بعضی وقتها فکر می کنیم رییس پولدارمان که بنز آخرین مدل سوار می شود و با خانواده اش سفرهای خارجه می رود، مسئول نداشته ها و زندگی حقیرانه ما در پایین شهر است. و مدام اصرار داریم به دیگران بفهمانیم با اینهمه حجم کاری که من انجام می دهم حقوق ناچیزی آخر برج به من می دهد و قدر من را نمی داند. در صورتی که یکبار از خودمان سئوال نمی کنیم چرا من نباید جای او باشم! و صادقانه از خودم بپرسم چه مهارتها و توانایی هایی دارم که بیرون از این شرکت من را با بهای بیشتری بخرند ! اگر واقعا اینهمه لایق ،توانمند و ارزشمند هستم چرا در این شرکت مانده ام !

 

مهار (بازدارنده) موفق نباش در سطح ناخودآگاه نه تنها ما را از قدم گذاشتن در مسیر تحول بازمی دارد بلکه خیلی وقتها موفقیت و ثروت دیگران را حق خود می داند و از همه دنیا علی الخصوص رییس ظالم خود خشم و کینه و نفرت به دل می گیرد .

 

بعضی وقتها فکر می کنیم اگر یک دولت فهمیده، یک رییس جمهور لایق و یا یک پدر و مادر با صلاحیت داشتیم الان باید زندگی بهتری را تجربه می کردیم، ولی حاضر نیستیم یکبار از بیرون به خودمان و دنیای اطراف نگاه کنیم و ببینیم که در همین شرایط موجود افراد زیادی هستند که هر روز موفق تر می شوند و دلیلش این است که بر فرصت ها به جای تهدید ها تمرکز کرده اند. افرادی هستند که از صفر و با داشتن پدر و مادری فقیر به کارآفرینان بزرگ تبدیل شده اند.

 

شاید پذیرش مسئولیت زندگی و اینکه خودم در قبال زندگی نزیسته ام مسئول باشم  درد داشته باشد ولی بالاخره یک جای زندگی به نقطه تلاقی خودت با خود حقیقی ات خواهی رسید و شاید از خودت بپرسی واقعا چه کسانی ، چه شرایطی و چه چیزهایی مانع از رسیدن من به خود حقیقی ام شده اند!

 

پاسخ این سئوال را در باید در خودت جستجو کنی تا ریشه ترسهایت را پیدا کنی و برای همیشه از نمایشنامه روانی قربانی خارج شوی و مسئولیت هجرت را در زندگی بپذیری.

 هجرت همیشه جابجایی از یک مکان به مکان دیگر نیست! هجرت یعنی تغییر، تغییر از من کنونی به من جدید !

اگر قصد دارید من جدیدی از خود بسازید و با خودشناسی مهارهای سطح ناخودآگاه خود را شناسایی کنید ، پیشنهاد ما این است که پکیج آموزشیTA   (باتخفیف فوق العاده) که طبق استاندارد انجمن بین المللی TA تهیه شده را خریداری فرمایید.

محصولی متناسب با انتخاب شما یافت نشد.

 

بیشتر بدانید : 

راز موفقیت درپیش نویس زندگی life script